الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
101
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
و بىتدبيرند به خلاف سپاه امير المؤمنين عليه السّلام و گويد : واى بر تو اى جنگى كه شتران امر آن را تدبير و اصلاح كنند با سردارى مؤنّث كه گمراهى منقصت اوست اما در اين جانب على عليه السّلام است و برگرد وى اميران جنگآزموده . ( 1 ) و از تكملهء سيّد محسن كاظمى نقل شده است كه وى را از ممدوحين شمرد براى بعض ادلّه كه ما نيز ذكر كرديم و پس از آن گويد : از سيّد مهدى ( ره ) معروف است كه به هانى بدگمان بود در نظرهء اولى آنگاه بر اين مناقب كه ما ذكر كرديم و امثال آن اطّلاع يافت و از آن سوء ظنّ توبه كرد و به عذر خواهى قصيدهاى در رثاى هانى سرود انتهى . ( 2 ) مؤلف گويد : سيّد مذكور يعنى بحر العلوم - رحمه اللّه - در رجال خود در ذكر احوال هانى مبالغه كرده است و سخن دراز آورده آنگاه گفته است : اين اخبار كه در بسيارى چيزها با يكديگر اختلاف دارند در يك امر متّفقاند كه هانى بن عروه مسلم را پناه داد و در خانه خويش از او حمايت كرد و در كار او بايستاد و يارى كرد و مردان و ساز و جنگ در خانههاى اطراف خود براى او فراهم ساخت و از تسليم او به ابن زياد به سختى امتناع نمود و كشته شدن را بر تسليم وى اختيار كرد تا او را اهانت كردند و زدند و شكنجه دادند و بازداشتند و به دست آن لعين به زارى كشته شد و اينها در حسن حال و نيكى عاقبت او كافى است و داخل در ياوران حسين عليه السّلام و از شيعيان او است كه در راه او شهيد شد و او را بس است اين كلام او كه با ابن زياد گفت : آمد آن كسى كه از تو و صاحب تو به اين خلافت سزاوارتر است . و اينكه گفت : اگر پاى من بر كودكى از كودكان آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد بر ندارم مگر آنكه بريده شود . و مانند اين از سخنان ديگر وى كه گذشت و دلالت دارد كه هر چه كرد از روى بصيرت و حجت ظاهر بود نه از روى غيرت و حميّت و حفظ عهد و مراعات حقّ ميهمان و جوار . و مؤكّد و محقّق اين است كلام حسين عليه السّلام ، وقتى خبر قتل او و مسلم برسيد فرمود : رحمة اللّه عليهما و چند بار مكرّر فرمود : و قول آن حضرت عليه السّلام : « قد اتانا خبر فظيع قتل مسلم بن عقيل و هانى بن عروة و عبد اللّه بن يقطر » . ( 3 ) و آنچه سيّد در ملهوف على قتلى الطّفوف ذكر كرده است كه چون خبر قتل عبد اللّه بن يقطر به آن حضرت رسيد و آن بعد از خبر قتل مسلم و هانى بود اشك در ديدهاش بگرديد و گريان شد و گفت : « اللّهمّ اجعل لنا و لشيعتنا منزلا كريما و اجمع بيننا و بينهم في مستقرّ رحمتك انّك على كلّ شىء قدير » . و اصحاب ما براى هانى زيارتى ذكر كردهاند كه تاكنون او را به آن نحو زيارت مىكنند صريح در اينكه او از شهداء و نيكبختان بوده است كه نيكخواهى نمودند خداى و رسول را و