محمد بن حسين رازي
461
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )
عبد الله بن كعب بن مالك روايت كند ، گفت : رسول صلى اللّه عليه و آله ، محمد سلمه با قومى از انصار به كعب بن الاشرف فرستاد با شخصى از مسلمانان مجروح كردند . او را ، برگرفتند نزد رسول صلى اللّه عليه و آله آوردند ، رنج زائل شد . معاوية بن عمار روايت كند از صادق عليه السلام ، گفت : امير المؤمنين صلوات اللّه و سلامه عليه روز احد چهار كس را بكشت و جمله لشكر هفت كس را كشته بودند و هشتاد جراحت بر امير المؤمنين بود رسول صلى اللّه عليه و آله [ گ 33 ] دست بر آن جراحتها ماليد هيچ خون از آن جراحت نيامد و بهتر شد . حماد بن ابى طلحه روايت كند از ابو عوف گفت در پيش صادق عليه السلام رفتم به لطف با من گفت : پيرى نابينا به نزد رسول صلى اللّه عليه و آله آمد ، گفت : يا رسول اللّه ، دعا كن ، تا خدا بينايى به من بازدهد . رسول دعا كرد بينا شد . پس ديگرى بيامد : گفت : دعا كن تا بينا شوم . رسول صلى اللّه عليه و آله به دو گفت ثواب بهشت دوست دارى يا آنكه بينا شوى ؟ گفت : يا رسول اللّه ، رفتن چشمها ثوابش بهشت باشد ؟ گفت خدا از آن كريمتر كه يكى به كورى مبتلا كند و بهشت به دو دهد . شرحبيل بن حسنه گويد : در خدمت رسول رفتم و در دست من گوشتى زايد بود . گفتم : يا رسول اللّه ، اين زايد منع مىكند مرا از آن كه قائم شمشير به دست گيرم و عنان اسب . و رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : نزديك شو . نزديك رفتم . گفت : كف بگشاى . گفت : بگشودم ، آب دهان بر كف من انداخت و كف بر آن گوشت زايد نهاد و به كف ماليد تا آن را برداشت . چنان كه هيچ اثر از او نماند . امير المؤمنين عليه السلام گويد : رسول صلى اللّه عليه و آله نشسته بود از حال شخصى پرسيد از صحابه ، گفتند يا رسول اللّه ، از بلاها و رنجها كه بر وى است . اين ساعت مثل بچه مرغ است هيچ موى بر او نمانده است . رسول عليه الصلاة و -