محمد بن حسين رازي

460

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

برين تل نشسته‌اند هر يك از ايشان ابن ابر سايه بر ايشان افكند چنان كه بر من و على افكند . يا انس ، هيچ نبى برين تل ننشست گرامىتر از من نزد خداى تعالى و نه وصى گرامىتر از وصى خداى تعالى . سالم بن ابى جعدة روايت كند از جابر بن عبد اللّه انصارى ، گفت : ميوه چند از بهشت نزد رسول صلى اللّه و آله آوردند اترجى در آن ميان بود . جبرئيل گفت : يا محمد ، اين به على ده . على آن را مىانبوييد ، شكافته شد و از ميان آن ورقى نوشته : نهاده بود . در آن نوشته من الطالب الغالب الى على بن ابى طالب . ابو زبير روايت كند از جابر بن عبد اللّه كه گفت : اترجى از بهشت به هديه به رسول فرستادند ، بوى آن در مدينه منتشر شد . گوئى كه از ايشان مىآمد . چون بامداد شد رسول صلى اللّه عليه و آله در منزل ام سلمه بود اترج بخواست به پنج پاره كرد . پارهء خود بخورد و پارهء به على و پارهء به حسن و پارهء به حسين صلوات اللّه عليهم . ام سلمه روايت كند كه گفتم يا رسول اللّه ، من نه از زنان توام ؟ گفت بلى يا ام سلمه ، اما اين تحفه بود از تحفه‌هاى بهشت كه جبرئيل بياورد و مرا فرمود كه خود بخور ، و با اهل عترت خود ده . يا ام سلمه ، اما اين تحفه اهل البيت شيفته رحمان است به عرش بازدوسيده ، هر كه او را ببنويد خدا او را ببنويد « 1 » يعنى به رحمت خود ، و هر كه از آن فرا بود . او را فرا بود يعنى از رحمت خودش دور كند . در ذكر معجزات رسول صلى اللّه عليه و آله در صحنه‌هاى بيماران و عضوهاى جدا شده و مجروح ، و امثال آن . امير المؤمنين عليه السلام گويد طعنه به چشم عبد اللّه بن انيس رسيد . رسول صلى اللّه عليه و آله دست بدان فرو ماليد از آن ديگر نشناختند .

--> ( 1 ) كذا فى الاصل . بپيوندد - ( يا ببويد ! ) ظ