محمد بن حسين رازي

450

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

دانستم كه او آب ندارد . گفت اى عم تشنه شدى ؟ گفتم بلى پا بگردانيد و از اشتر فرو آمد . پاشنه بر زمين زد ، آنگه برداشت ، گفت : بازخور يا عم . گفت : بازخوردم تا سير آب شدم . امير المؤمنين گويد : رسول صلى اللّه عليه و آله به حنين رفت . رودخانه روان بود آب مىرفت تقدير كردم ، چهارده قامت مرد بالاى آن بود . صحابه گفتند : يا رسول اللّه دشمن در پس و رودخانه در پيش ، چنان كه قوم موسى گفتند : انا لمدركون . رسول صلى اللّه عليه و آله فرود آمد ، گفت : « اللهم انك جعلت لكل مرسل دلالة فارنى قدرتك » مىگويد : خدايا تو هر مرسلى دلالتى دادى ، قدرت خود به من نماى . پس رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم برنشست و بگذشت سواران بگذشتند . چنان كه سنب اسب و خف هيچ استر تر نشد و بازگرديديم فتح ما را بود در بيان معجزات رسول و انواع اطعمه و اشربه : ابو صالح روايت كند از ابن عباس رضى اللّه عنه ، گفت : سبب تزويج رسول صلى اللّه عليه و آله با خديجه عليها السلام آن بود كه ميسره غلام خديجه با رسول صلى اللّه عليه و آله در سفر بود و رسول زير درختى فرود آمد . راهبى او را بديد ، گفت : اين كيست ؟ ميسره گفت : مردى از اهل مكه . راهب گفت : اين نبى است ، و اللّه بعد از عيسى بن مريم هيچ كس درين موضع نيست كه او نشسته است . ميسره به نزد خديجه رفت ، به دو گفت من با محمد طعام مىخوردم ، ماهر دو سير شديم و طعام به حال خود مانده بود . خديجه طبقى رطب بخواست و هاله زن ابو العاص بن ربيع بن عبد العزى بن عبد الشمس بخواند و رسول را صلى عليه و آله بخواند و از آن رطب بخوردند تا سير شدند و آن رطب هيچ كم نشده بود امير المؤمنين عليه السلام گويد چون آيت « وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ » فرود آمد رسول صلى اللّه عليه و آله سى كس از اهل بيت خود بخواند . مردى بود از ايشان كه خدعه ، از گوسفند بخوردى و مشكى شير بازخوردى . من رانى گوسفند