محمد بن حسين رازي

449

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

با كنيزك نزد رسول آمد ، گفت : يا رسول اللّه ، ما را چاهى هست آبش فرو برده است و آب از موضع دور مىآوريم . رسول گفت : آن چاه را به من نماى . چاه را به رسول صلى اللّه عليه نمود . گفت : بسم اللّه ، و آب دهان در چاه انداخت آب تا چهار دانك چاه برآيد آبى خوش و آن قبيله از آن مىخوردند . و اگر رسول بسم اللّه نگفته بودى آب چندانى برآمدى كه ايشان را غرق كردى . امير المؤمنين گويد : رسول صلى اللّه عليه و آله در غزايى بود صحابه شكايت كردند از تشنگى ركوه يمانى ، دست مبارك در آن نهاد . از ميان انگشتان رسول چشمه‌هاى آب روانه شد . جمله خلايق و چهار پايان از آن آب خوردند و مشك‌ها و راويه‌ها پر كردند . امير المؤمنين عليه السلام گويد . با رسول صلى اللّه عليه و آله در حديبيه بوديم آنجا چاهى بود خشك ، رسول تيرى از كنانه بيرون آورد و به براء بن عازب داد و گفت اين تير برگير و درين چاه فرو بر ، براء بن عازب چنان كرد كه رسول فرموده بود و از ده چشمه آب از زير آن تير روانه شد و آب بيرون آمد . و از امير المؤمنين عليه السلام روايت كند در روز مبضاة ، گفت : آب [ گ 25 ] اندك بود مبضأتى « 1 » بخواست يعنى آنچه ازو وضو كنند و دست در آنجا نهاد ، و آب روان شد و بر بالا آمد تا هشت هزار مرد وضو كردند و از آن باز خوردند اسبان آب دادند و ظرفها پر كردند . عروة بن زبير روايت كند كه رسول صلى اللّه عليه و آله در بعضى از غزوات بر آبى بگذشت كه آن را نيسان خوانند پرسيد كه اين را چه خوانند گفتند : يا رسول اللّه ، مانيسا خوانند شور است به رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : بلكه اين نعمان است او خوش است چون رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله نام او بگردانيد خداى تعالى او را طعم خوش گردانيد و شيرين كرد . عمر بن اسحاق گويد از ابو طالب شنيدم گفت : به امير برادرم محمد به سوق ذى المجار بودم گرما گرم شد و تشنگى بر ما غلبه كرد شكايت كردم با محمد و

--> ( 1 ) در اصل : مباضتى