محمد بن حسين رازي
444
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )
سود ندارد الا به نيت ، و قول و نيت و عمل سود ندارد الا به سنت . گفتم : سنت چيست گفت : تقدم شيخين . گفتم : شيخين كداماند ؟ گفت : ابو بكر و عمر . گفتم : ديگر چه ؟ گفت : اين سود ندارد تا عثمان را بر على تفضيل ننهى . گفتم : چه ديگر ؟ گفت : اين همه نافع نباشد الا كه اعتقاد كنى كه نيك و بد خداى تعالى مىكند . گفتم : ديگر چه ؟ گفت : آنچه تو نوشتى هيچ سود ندارد تا آن وقت كه اصحاب محمد را دوست دارى . گفتم : دگر چه ؟ گفت : اين جمله كه نوشته [ اى ] سود ندارد اگر گويى كسى از امت محمد در بهشت يا دوزخ بود جز از عشرة مبشرة : اولشان ابو بكر و آخرشان عبيده . گفتم : دگر چه ؟ گفت : اين جمله كه نوشته [ اى ] هيچ سود ندارد تا آن وقت [ گ 22 ] كه اعتقاد كنى كه نماز از پس زاهد و فاسق درست باشد تا روز قيامت . گفتم : جمله نمازها ؟ گفت الا جمعه و عيدين كه آن از پس والى بايد كرد ، اما مسجدهاى كوچكى نماز پس كسى بايد كرد كه بر او و بر دين وافق باشد . گفتم : ديگر چه ؟ گفت : اين سود ندارد الا آن وقت كه اعتقاد كنى كه بسم اللّه الرحمن الرحيم به سر خواندن چون امام باشى در نماز فاضل تر از آنكه بلندخوانى . گفتم : بعد از اين چه بايد كرد ؟ گفت : اين جمله كه به تو گفتم سود ندارد الا كه اعتقاد كنى كه ترك قنوت فاضلتر از قنوت خواندن در نماز . گفتم : دگر چه ؟ گفت : هرچه نوشتى هيچ سود ندارد اگر اعتقاد نكنى كه مسح بر موزه فاضلتر از شستن پاها « 1 » شعيب گفت : پس نظر كرد به من گفت : يا شعيب ، هركجا كه شخصى بينى كه سب معاويه مىكند او را متهم دادن در حق شيخين و چون در حق شيخين ناسزا گفت متهم دادن در حق رسول ، و چون در حق رسول چيزى گفت او را زنديق و معطلشناس . بدان كه هر آنكه او را از دين و اسلام خبر باشد در كفر ابن كرامى كه وضع اين حكايت كرده است شك نكند كه معاويه و ابو بكر و عمر را با رسول ( صلعم ) راست كرد . چون مىگويد هر كه تبرا كند از معاويه او را متهم دادن در
--> ( 1 ) در اصل : پاهها .