محمد بن حسين رازي

443

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : ستارگان امامان آسمان‌اند ، و اصحابان من امامان زمين . اين حديث رسول صلى اللّه عليه و آله در حق اهل بيت گفته است . زنديقى با اصحاب گردانيد . سبحان اللّه ! مگر عثمان نه از اهل زمين بود كه مهاجر و انصار امامان او نبودند و سرش بر مصحف بريدند و هفتاد هزار كه در صفين كشته شدند و بيست و دو هزار در حرب جمل كشته شدند هم از اهل زمين بودند . پس اين صحابه امامان ايشان باشند ؟ ! بلكه عذاب و عقوبت باشند . اما شك نيست كه هر كه [ را ] امامان از ابو سفيان و معاويه و عتبة بن ابى سفيان و عمرو بن عاص و مروان و پدرش حكم ، و برادرش و امثال ايشان بود حالش در دنيا چنين بود ؛ و در آخرت قرين ايشان باشند در دوزخ ، خالدا مؤبدا . ديگر گويد در آن كتاب از ابن عباس : گفت ، در ديار طبريه و پيش از روز قيامت هر دو بيرون آرند از بهر شخصى پرسيدند چه كسى باشد ، گفت قائم آل محمد كه عيسى بن مريم از پس وى نماز كند . پس گويد ، از امير المؤمنين عليه السلام پرسيدم كه هيچ كس مالك جمله روى باشد يا نه ؟ گفت : بلى . دو كس مؤمن . و دو كس كافر . از مؤمنان ، سليمان و ذو القرنين ، و كافران ، نمرود و بخت النصر ، و پنجمى از اين امت مالك جمله روى زمين شود . جمله گفتند كه باشد كه قائم آل محمد و جمله كافران بر دست او مسلمان شوند و دين يكى باشد ؟ پس فرو خواند : « لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ . . * تا آخر آيت ، و درين كتاب از پيش ياد كرديم . روايت كند از كرامى ، از شعيب بن الحرب المدائنى ، كه او گفت : نزد سفيان ثورى رفتم ، گفتم : اى سفيان ، مرا حديثى گو كه اهل سنت و جماعتم ، و آن را با برادران و دوستان بازگويم از تو و روز قيامت ، چون خداى تعالى از من سؤال كند گويم سفيان ثورى مرا چنين گفت ، دست از من بدارند و از تو سؤال كنند . گفت : سفيان راست بنشست ، گفت : اى شعيب ، تأكيد و مبالغت كردى ، بدان كه ايمان قول است و قول سود ندارد الا به عمل ، و قول و عمل