محمد بن حسين رازي

9

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

آدم عليهم السلام . و آن وقت قبه‌اى از زمرد زرد بر ايشان زدند ، شيث با « محوايله » جمع شد ، او به « انوش » حمل گرفت . چون حامل شد از هر موضعى آواز مىشنيد كه خنك باد ترا اى بيضا و بشارت باد كه نور مصطفى صلوات اللّه عليه در تو نهادند . آنگه حجابى از نور پيش او فرو گذاشتند تا خلق او را نبينند و از كيد شيطان ايمن باشند . ابليس در هيچ راهى نرفتى از روى زمين الا كه آن حجاب در پيش وى بودى . چون انوش به وجود آمد ، نور رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم ميان هر دو ابروى او مىديدند ، چون به عهد بلوغ رسيد پدرش بخواند ، گفت : اى فرزند ، پدر مرا فرموده است كه عهد و ميثاق از تو بستانم كه زن نخواهى الا از پاكترين زنان عالم . « انوش » وصيت « شيث » قبول كرد . و انوش وصيت كرد قينان را . و قينان وصيت كرد مهائيل را . و مهائيل وصيت كرد « برد » را . آنگه « برد » زنى بخواست نام وى « بره » به « اخنوخ » حامل شد . و آن « ادريس » پيغمبر است عليه السلام . چون ادريس به وجود آمد پدر نظر كرد نورى ديد ميان هر دو ابروى وى . گفت : اى پسر ، وصيت مىكنم ترا [ 567 ب ] بدين نور ، وصيت پدر قبول كرد . زنى خواست نام او بروخا و « متوشلخ » بوجود آمد از « متوشلخ » ، لمك ، و لمك اشقر بود ، قوتى عظيم داشت ، زنى كرد نام او « قينوش » و دختر « بركائيل بن مخوائيل » ، مواقعت كرد ، نوح عليه السلام به وجود آمد ، چون پدر ، نور رسول صلى اللّه عليه و آله ديد در پيشانى وى گفت : اى پسر ، اين آن نور است كه به ميراث به انبياء مىرسد ، و اين نور مصطفى عليه السلام است . نقل مىكند از صلب به عهود و مواثيق تا وقت خروج وى باشد ، و من از تو عهد و ميثاق مىخواهم كه زنى خواهى از پاكترين زنان عالم . نوح وصيت قبول كرد ، زنى خواست نام وى « عمرده » ، و اين زن از مؤمنات صالحات بود . « سام » از او به وجود آمد . چون نوح نور مصطفى صلى اللّه عليه - و آله ديد در پيشانى سام ، تابوت آدم تسليم بوى كرد . و آن تابوت از درى بود بيضاء ، دو در بر آن آويخته به زنجيرى از زر سرخ گوشها از زمرد . عهد و ميثاق