محمد بن حسين رازي

مقدمه 6

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

همانا خداوند تعالى واجب ساخته بر پيشوايان عادل كه بر شخص خودشان تنگ گيرند تا اينكه فقر فقير به دو فشار نياورده و نگرانش نسازد « * » . در طبقات ابن سعد ، در شرح زندگانى امام چهارم ، على بن الحسين السجاد عليه السّلام ، مىخوانيم كه : شانهء آن حضرت پينه بسته بود زيرا شب‌ها انبان آذوقه به دوش مىكشيد و به در خانهء بينوايان مىبرد . و چون برخى از اينان ، خويشان آن حضرت بودند او را دعا مىكردند و به على بن الحسين ( ع ) كه يادى از آنان نمىكند نفرين مىفرستادند . شبى كه آن حضرت رحلت كرد هشتاد خانواده بىآذوقه و گرسنه ماندند . رسيدگى به مستمندان تكليف هر يك از ائمه ما بوده و اختصاصى به امام چهارم ندارد بنا بر اين تعهد ايشان به حال فقيران و سخت‌گيرى در زندگى شخصى خودشان نه براى رياضت بوده بلكه وظيفه‌اى الهى به شمار مىرفته است . بنا بر اين بين آنان كه دائم در نمازند و آنها كه در مبارزه با نفس براى دفع نيازند صدها ميدان فاصله و راهى بس دراز است ، خاك را با عالم پاك چه كار ؟ !

--> - آنگاه علاء بن زياد حارثى به آن حضرت عرض كرد : يا امير المؤمنين ، از برادرم عاصم به تو شكايت مىكنم ؟ فرمود : براى چه ؟ گفت : او گليمى بر خود پوشيده و از دنيا دورى گزيده است . حضرت فرمود او را نزد من بياور . همين‌كه آمد ، فرمود : اى دشمنك خود ، شيطان پليد ناپاك بجان تو افتاده است ، آيا به زن و بچه‌ات رحم نكرده‌اى ؟ ! آيا مىبينى كه خدا روزىهاى پاكيزه را بر تو حلال كرده است تو خيال كرده‌اى خدا را خوش نمىآيد كه تو از آنها بهره برگيرى ؟ ! عاصم گفت : يا امير المؤمنين ، اين شمايى كه در لباس زبر و خشن هستى و در خوراك سفت و بىمزه . حضرت فرمود : واى بر تو ، من مثل تو نيستم ، زيرا خداى تعالى بر پيشوايان بر حق واجب كرده است كه خود را با مردم تنگدست و فقير برابر نهند تا اينكه پريشانى فقير بر او فشار نياورده و نگرانش نسازد . * ( بنگريد به ص 181 كتاب )