لسان الملك سپهر

2239

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

طمأنينه است ، و دروغ زدن موجب دهشت و ريب است . الايمان بالقدر يذهب الهمّ و الحزن : آن كس كه با قدر خداوند ايمان دارد ، از فقد آرزو ملول و محزون نشود . الزّهد فى الدّنيا يريح القلب و البدن : پرهيزكارى در دنيا آسايش دل و تن است . على اليد ما اخذت حتّى تؤدّيه [ هر كسى آنچه را گرفته به عهده دارد تا آن را ادا كند ] . للسائل حقّ و ان جاء على فرس . از براى سايل حقّى است كه بايد ادا ساخت ، اگر چه بر اسبى سواره آيد . النّظرة سهم ، مسموم من سهام ابليس : نگريستن بر حرام تيرى است زهرآگين از تيرهاى شياطين . معترك المنايا ما بين العينين إلى السّبعين : ميدان كارزار مرگها پيشانى مردم و ميان هر دو چشم است ، بيشتر غايت امر هفتاد سال است . اليمين الكاذبة منفعة للسّلعة ، ممحقة للكسب : سوگند دروغ كالاى تجارت را سود كند و كسب را زيان رساند . طيب الرّجال ما ظهر ريحه و خفى لونه ، و طيب النّساء ما ظهر لونه ، و خفى ريحه : طيب مردان : رنگى و خط و خالى نيست ، لكن نفحات كرامت او آشكار است ، و طيب زنان : گلگونه و خط و خال است ، و از مردمى و كرامت مردان بىبهره است . الجبن و الجرأة غرائز يضعها اللّه حيث يشاء : بددلى و دلاورى شاخه‌هائى است كه خداوند در هر قلبى مىخواهد غرس مىفرمايد . من كنز البرّ كتمان المصائب ، و الأمراض ، و الصّدقة . از گنج‌هاى ستوده پوشيدن مصائب و شكيب در امراض و نهفتن بذل و صدقه است ، تا اجر اين جمله نابود نشود . من سعادة المرء أن يشبه أباه [ از لوازم نيكبختى مرد آن است مانند پدر خويش باشد ] . من سعادة المرء حسن الخلق [ نيك‌خوئى نيكبختى مرد است ] . كلام ابن آدم كلّه عليه ، لا له ، إلّا امرأ أمر بمعروف ، أو نهى عن منكر ، أو ذكر اللّه . سخنان فرزند آدم همگان بر زيان اوست ، نه بر سود او ، مگر مردى كه در امر به