لسان الملك سپهر

2231

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

و قال : ثلث اخافهنّ على امّتى من بعدى : الضّلالة بعد المعرفة ، و مضلّات الفتن ، و شهوة البطن و الفرج : بعد از خود بر امّتان از سه خصلت بيمناكم : نخست آنكه بعد از شناس خداوند طريق گمراهى گيرند ، ديگر آن كه از مضلّات امتحانات به سلامت بيرون نشوند ، ديگر آن كه شكم و فرج را از حرام حفظ نتوانند . و قال : من ترك معصية للّه ، مخافة اللّه تبارك و تعالى ارضاه اللّه يوم القيمة : كسى كه عصيان خداى را از براى خداى و از بيم خداى ترك گويد ، خداوندش در قيامت راضى بدارد . و قال : أفضل النّاس من عشق العبادة ، فعانقها ، و أحبّها بقلبه ، و باشرها بجسده ، و تفرّغ لها ، فهو لا يبالي على ما أصبح من الدّنيا ، على عسر ، أم على يسر : بهترين مردم كسى است كه شيفته عبادت باشد ، و از دل دست بدارد ، و تنش را به عبادت بگمارد ، و باك ندارد كه دنيا را به سختى مايه نيكبختى گذراند . يك روز رسول خدا به مسجد درآمد ، و جماعتى را نگريست كه پيرامون مردى حلقه زده‌اند . فرمود : كيست ؟ گفتند : علامه‌اى است . فرمود : علامه كدام است ؟ عرض كردند كه : نسب عرب و واقعات جاهليت و اشعار و عربيّت را از همه كس بهتر داند . فقال : ذاك علم لا يضرّ من جهله ، و لا ينفع من علمه . ثمّ قال إنّما العلم ثلاثة : آية محكمة ، و فريضة عادلة ، و سنّة قائمة و ما خلاهنّ فهو فضل . فرمود : اين علمى است كه نه جاهل آن را زيانى رساند ، و نه داناى آن را سود مىكند ، همانا علم بر سه گونه است : نخست علم به اصول عقايد است كه به براهين عقليه و محكمات قرآن استوار شود ؛ ديگر علم به محاسن اخلاق است كه از خداى واجب باشد ؛ ديگر علم به احكام شرعيه است ، بيرون از اين حشوى است و اگر نه فضلى است . و قال : ايّها النّاس ما جاءكم عنّى يوافق كتاب اللّه فانا قلته و ما جاءكم يخالف كتاب اللّه فلم أقله . فرمود : اى مردم آنچه با قرآن مجيد موافقت دارد سخن من است بپذيريد ، و از آن حكم كه با قرآن مخالفت دارد آن من نيست بپرهيزيد . و قال : ما اعزّ اللّه بجهل قطّ و لا اذلّ بحلم قطّ : هرگز خداوند كسى را به جهل عزيز نكند ، و از عقل و حلم ذليل نفرمايد . و قال : انّ اللّه يحبّ الحىّ الحليم العفيف ، المتعفّف : خداوند دوست مىدارد مرد حليم با عفت را كه فريفته عفت باشد .