لسان الملك سپهر
2229
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
فيأتيه من ذلك ما فيه هلاكه ، لعجبه بأعماله ، و رضاه عن نفسه ، حتّى يظنّ أنّه قد فاق العابدين ، و جاز في عبادته حدّ التّقصير ، فيتباعد منّي عند ذلك و هو يظنّ أنّه يتقرّب إليّ . رسول خدا فرمايد : خداوند جلّ و علا فرمايد : اصلاح امور بعضى از بندگان مؤمن به كثرت ثروت و وسعت عيش ، و صحّت بدن مىشود . و من امتحان مىكنم ايشان را به چندين نعمت كه كار دين راست كنند . و بعضى از مؤمنان را فاقت و مسكنت و ناتندرستى اصلاح دين كند ، پس ايشان را به چندين زحمت آزمايش كنم ، و اين جماعت را اين سختى مايهء نيكبختى گردد ، و من داناترم بدانچه بندگان را در كار است . و بعضى از بندگان من در عبادت ترك خواب و راحت گويند ، و خويشتن را در تعب و زحمت اندازند ، پس من بر ايشان خواب را مسلط كنم تا بخوابند ، و بامداد كه برخيزند شرمگين باشند ، و خويشتن را ملامت كنند و اندوهناك گردند و اگر نه اين كنم و ايشان چنان كه خواهند اقدام در عبادت كنند ، عجب كه مورث هلاكت است در ايشان راه كند ، و چنان از اعمال خويش خشنود شوند كه گمان كنند كه افضل عبادند ، و بدين خطا از من دور افتند ، و خود را با من نزديك دانند . و قال : امسك لسانك ، فانّها صدقة تصدّق بها على نفسك ، و لا يعرف عبد حقيقة الايمان حتّى يخزن من لسانه : زبان را از بيهودهسرائى بازدار كه اين صدقهاى است در راه خداوند كه انفاق همىكنى ؛ و هيچ بندهاى ادراك حقيقت ايمان نكند تا زبان خويش را از زياده سرودن بازندارد . و قال : يعذّب اللّه اللسان به عذاب لا يعذّب به شيئا من الجوارح فيقول : اى ربّ ، عذّبتنى به عذاب لم تعذّب به شيئا فقال له : خرجت منك كلمة ، فبلغت مشارق الارض و مغاربها ، فسفك بها الدّم الحرام ، و انتهب بها المال الحرام ، و انتهك بها الفرج و عزّتى لأعذّبنّك به عذاب لم اعذّب به شيئا من جوارحك . مىفرمايد : خداوند عذاب مىكند زبان را به عذابى كه هيچ يك از جوارح را نكند ، پس عرض مىكند كه : بار خدايا عذاب مرا از هر چيز سختتر خواستى . مىفرمايد : سخنى گفتى كه در مشرق و مغرب برفت و بدان سخن خونها ريخته شد ، و مالها به غارت رفت ، و فرجها بهره بيگانه گشت . سوگند به عزّت خود ياد