لسان الملك سپهر
2197
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
و قال : امرت بمداراة النّاس ، كما امرت بتبليغ الرّسالة : مىفرمايد : مأمور شدم كه با مردم طريق رفق و مدارا سپرم ، بدان گونه كه مأمور شدم ابلاغ رسالت خويش كنم . و قال : استعينوا على اموركم بالكتمان ، فانّ كلّ ذى نعمة محسود : [ فرمود ] : استعانت جوئيد در انجام امور خويش بپوشيده داشتن آن ، چه صاحبان نعمت را حاسدان در تخريب امر همّت گمارند . و قال : الايمان نصفان : نصف فى الصّبر و نصف فى الشّكر . ايمان ساخته از دو بهره از دو بهره است : نيمى صبر در شدّت و نيمى شكر در نعمت است . و قال : الاكل فى السّوق دناءة . [ فرمود ] : در بازار و برزن به كار اكل پرداختن اظهار دنائت خويش ساختن است . و قال : الحوائج الى اللّه و اسبابها ، فاطلبوها الى اللّه بهم فمن اعطاكموها فخذوها عن اللّه بصبر . [ فرمود ] : حاجتها و اسباب حاجتها به فضل خداوند ساخته شود ، پس از خدا بخواهيد و چون به توسط مردمان دريابيد از ايشان ندانيد ، بلكه از خداى دانيد و در طلب عجلت نكنيد . و قال : عجبا للمؤمن ، من لا يقضى اللّه عليه قضاء الّا كان خيرا له سره او ساءه ؛ ان ابتلاه كان كفارة لذنبه ، و ان كان اعطاه و اكرمه كان قد حباه . [ فرمود ] : عجب مىآيد مرا از مؤمن كه خداوند جز از در خير حكمى بر او نراند ، چه او را خوش آيد يا مكروه افتد ، همانا اگر خداوند او را به بلائى مبتلا كند گناهى از وى فرو نهد و اگر عطائى كند او را محض عنايت اكرامى كرده باشد . و قال : من أصبح و أمسى و الآخرة أكبر همّه ، جعل اللّه الغنى في قلبه ، و جمع له أمره و لم يخرج من الدّنيا حتّى يستكمل رزقه ، و من أصبح و أمسى و الدّنيا أكبر همّه ، جعل اللّه الفقر بين عينيه و شتّت عليه أمره ، و لم ينل من الدّنيا إلّا ما قسم له : [ مىفرمايد ] : كسى كه روزگار بگذارد و همّت خويش را بر كار آخرت مقصور بدارد ، خداوند قلب او را غنى كند و امرش را به نظم فرمايد ، و از دنيا به در نشود تا تكميل رزق خويش نكند ، و از دنيا برخوردار نشود ، و آن كس كه روزگار بگذارد و جز انديشه دنيا نكند خداوندش به زحمت فقر ممتحن بدارد ، و كار بر او پراكنده و سخت كند ، و از دنيا جز رزق مقسوم درنيابد . مردى از رسول خدا سؤال كرد كه : حال امّت تو چون انجمن شوند چه باشد ؟