لسان الملك سپهر

2189

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

المخيلة . فرمود : بيهوده بر كس خشم مگير . عرض كرد : از اين زياده خواهم . فرمود : آنچه بر خويشتن همىپسندى بر مردم پسنده مىدار . عرض كرد : هم بيش بفرما . فرمود : مردم را به بد ياد مكن تا با تو طريق خصومت نسپارند . عرض كرد : هم افزون خواهم . فرمود : از بذل احسان و بسط معروف با آنان كه سزاوارند دست بازمگير . عرض كرد : هم برافزاى . فرمود : مردم را دوست مىدار تا تو را دوست دارند ، و برادر دينى را با روى گشاده ملاقات كن ، و در طىّ امور دلتنگ و افسرده مباش ، چه افسردگى بهرهء دنيا و آخرت را زيان آرد ، و جامه را از نيم ساق در مگذران چه جامهء بلند از علامات كبر و خيلاست ، و خداوند كبر و خيلا را دوست نمىدارد . و قال : إنّ اللّه يبغض الشّيخ الزّاني ، و الغنيّ الظّلوم ، و الفقير المختال و السّائل الملحف ، و يحبط أجر المعاطى المنّان ، و يمقت البذخ الجريّ الكذّاب : خداوند دشمن مىدارد مردى را كه در پيرانه سرى زنا كند ، و دولتمندى كه ستم كند و درويشى كه كبر كند ، و سائلى كه اصرار از حد بدر برد ، و باطل مىكند اجر بخشنده‌اى كه منّت بگذارد ، و دشمن مىدارد متكبر جرى دروغزن را . و قال : من تفاقر افتقر : هر كه درويشى بر خود بندد درويش شود . و قال : مداراة النّاس نصف الايمان ، و الرّفق بهم نصف العيش . با مردم از در ملاطفت معاشرت كردن نصف ايمان است ، و با ايشان به طريق رفق و مدارا رفتن نصف عيش دنياست . و قال : رأس العقل بعد الايمان باللّه مداراة النّاس فى غير ترك حق . و من سعادة المرء خفّة لحيته : بهترين دانش‌ها بعد از ايمان با خداى ملاطفت در معاشرت با مردم است ، بىآنكه زيانى به شريعت آيد و از سعادت مرد است كه موى زنخش « 1 » از سنن شرعيه فزونى نكند . و قال : ما نهيت عن شىء بعد عبادة الاوثان ما نهيت عن ملاحاة الرّجال : از پس شرك گناهى را افزون از بيهوده مخاصمت و منازعت افكندن با مردم نفرموده . و قال : ليس منّا من غشّ مسلما او ضرّه او ما كره . كسى كه مسلمى را آلودهء تهمتى

--> ( 1 ) . زنخ : چانه ، لكن مقصود از لحية موى تمام صورت است نه تنها موى چانه چنان كه مؤلف محترم ترجمه نموده‌اند ( ب ) .