لسان الملك سپهر
2190
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
كند ، يا زيانى برساند ، يا حيلتى بيفكند ، بيگانه از ما باشد . وقتى در مسجد خيف ايستاد : فقال : نصر اللّه عبدا سمع مقالتي ، فوعاها و بلّغها من لم يسمعها فربّ حامل فقه إلى من هو أفقه منه ، و ربّ حامل فقه إلى غير فقيه . ثلاث لا يغلّ عليهنّ قلب امرئ مسلم : إخلاص العمل للّه ، و النّصيحة لأئمّة المسلمين ، و اللّزوم لجماعتهم . المؤمنون إخوة ، تتكافؤ دمائهم و هم يد على من سواهم ، يسعى بذمّتهم أدناهم . مىفرمايد : خدا نصرت دهد بندهاى كه كلمات مرا شنيد و ضبط كرد و برسانيد بدان كس كه نشنيده ، چه بسيار كس كه علم را به سوى داناتر از خويش حمل دهند ، و چه بسيار كس كه علم را به سوى مردم نادان حمل كنند . سه چيز است كه دل مؤمن در آن خيانت نكند : نخست اخلاص عمل است در راه خدا ، و ديگر متابعت پيشوايان دين است در قول و فعل ايشان ، ديگر مواظبت در نماز جماعت است با ايشان . مؤمنان در طريق دين برادرانند خونهاى ايشان را در قصاص و ديه پست و بلند نباشد ، و تمامت در رفع دشمن دين هم پشت و همدستاند ، چنان كه گوئى يك دست باشند و اگر ضعيفترين ايشان لشكر بيگانه را امان دهد ، بر ذمّت تمامت سپاه مسلمين است كه بپذيرند و نقض عهد او نكنند . و قال : اذا بايع المسلم الذّمىّ فليقل : اللّهمّ خر لي عليه ؛ و اذا بايع المسلم فليقل : اللّهمّ خر لي و له . چون مسلم از مردم ذمّى چيزى ابتياع كند بايد بگويد : الهى مرا خير بده بر ضرر او ، و اگر از مسلمى بخرد بايد بگويد : مرا و او را در اين بيع و شرى خير كرامت فرما . فقال : رحم اللّه عبدا قال خيرا فغنم او سكت عن سوء فسلم : خداوند رحمت كناد بندهاى را كه سخن خير گفت و غنيمت برد ، و از بد زبان بست و به سلامت ماند . و قال : ثلث من كنّ فيه استكمل خصال الايمان : الّذى اذا رضى لم يدخله رضاه فى باطل ، و اذا غضب لم يخرجه الغضب من الحقّ ، و اذا قدر لم يتعاط ما ليس له : سه خصلت ايمان را تكميل كند : نخست چون كس كامروا گردد كار به باطل نكند ، و ديگر چون خشمگين گردد از حدود خداوند بيرون نشود ، سه ديگر چون نيرو يابد دست به چيزى كه روا نيست نبرد .