لسان الملك سپهر

2186

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

وقتى در حضرت رسول عرض كردند كه : كيست آن كس كه بلاى او از همه كس صعب‌تر است ؟ فقال : النّبيّون ، ثمّ الاماثل فالاماثل و يبتلى المؤمن على قدر ايمانه و حسن عمله ، فمن صحّ ايمانه و حسن عمله اشتدّ بلائه ، و من سخف ايمانه و ضعف عمله قلّ بلائه . فرمود : بلاى پيغمبران و آنان كه روش پيغمبران دارند از همه كس بيش است ، و مؤمن به اندازهء ايمان و حسن عمل مبتلا شود ، پس هر كه ايمان و حسن عملش استوارتر است ابتلايش شديدتر است ، و هر كس ايمانش سست و عملش ضعيف است كمتر مبتلا گردد . و قال : لو كانت الدّنيا تعدل عند اللّه مثقال جناح بعوضة ؛ ما اعطى كافرا و لا منافقا منها شيئا : اگر دنيا را در نزد خداوند به اندازهء بال پشه مقدار بود كافر و منافق را چيزى عطا نمىفرمود . و قال : الدّنيا دول ؛ فما كان لك ، أتاك على ضعفك و ما كان منها عليك لم تدفعه بقوّتك . و من انقطع رجائه ممّا فات ، استراح بدنه و من رضى بما قسمه اللّه قرّت عينه : از دنيا آنچه بهره و نصيبه توست ، به دست مىكنى ؛ اگر چه ضعيف باشى ، و آنچه بر ضرر تو مقدر شده دفع نتوانى داد : اگر چه قوى باشى ، و هر كس بر آنچه گذشته و از دست رفته قطع اميد كند خود را آسوده كند . و هر كه راضى باشد بدانچه خداى از بهر او نهاده چشمش روشن گردد . و قال : صوتان يبغضهما اللّه : اعوال عند مصيبة ، و مزمار عند نعمة : دو بانگ را خدا دشمن مىدارد : نخست فرياد مصيبت‌زدگان را از براى خطبى ، و ديگر بانگ سازها را براى لهو و لعب . و قال : علامة رضى اللّه : عن خلقه رخص اسعارهم ، و عدل سلطانهم ، و علامة غضب اللّه على خلقه جور سلطانهم ، و غلاء اسعارهم . چون سلطان عدل كند و نرخها ارزان گردد ، علامتى باشد كه خداوند از خلق خشنود است . و چون سلطان جور كند و بلاى غلا « 1 » بالا گيرد ، برهانى باشد كه خداوند بر خلق غضبناك است . و قال : اربع من كنّ فيه كان فى نور اللّه الاعظم : من كان عصمة امره شهادة ان لا إله الا اللّه ، و انى رسول اللّه ، و من اذا اصابته مصيبة ، قال : انّا للّه و انّا اليه راجعون ، و من اذا اصاب خيرا قال : الحمد للّه ، و من اذا اصاب خطيئة قال : استغفر اللّه و اتوب اليه : چهار

--> ( 1 ) . غلا : گرانى قيمت .