لسان الملك سپهر
2185
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
و قال : لا يقبض العلم انتزاعا من النّاس لكنّه يقبض العلماء ، حتّى اذا لم يبق عالم ، اتّخذ النّاس رؤسا جهّالا ، استفتوا فافتوا به غير علم ، فضلّوا و اضلّوا : مىفرمايد : علم قبض نشود و نميرد ، لكن علما قبض شوند چندان كه يك تن به جاى نماند ، و مردم جماعتى جاهل را مكانت مفتى بگذارند و ايشان بدون علم در امور شرعيه فتوى كنند ، خود گمراه شوند و مردم را گمراه نمايند . و قال : أفضل جهاد أمّتي انتظار الفرج : بهترين جهاد امّت من در دين انتظار بردن ايشان است از براى ظهور قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله . و قال : مروّتنا اهل البيت العفو عمّن ظلمنا و اعطاء من حرمنا : شيوه و روش ما اهل بيت آن است كه عفو مىكنيم از آنكه ظلم كرده ما را ، و عطا مىكنيم آن را كه محروم داشت ما را . و قال : اغبط اوليائى عندي من امّتى رجل خفيف الحال ، ذو حظّ من صلاح ، احسن عبادة ربّه فى الغيب و كان غامضا فى النّاس ، و كان رزقه كفافا ، فصبر عليه ، ان مات قل تراثه ، و قلّ بواكيه : نيكوحالتر از دوستان من و امّت من مردى است كه در طريق حشمت و شكوه نپويد ، و رسم صلاح و سداد جويد ، عبادت پروردگار كند و از مردم پوشيده دارد ، و خود را مشهور نسازد و برزق اندك صبر كند و چنان زيست كند كه چون بميرد ميراثش قليل باشد و گريهكنندگانش اندك باشند . و قال : ما اصاب المؤمن من نصب و لا وصب و لا حزن حتّى الهم يهمّه ، الا كفر اللّه به عنه من سيئاته : يعنى : هيچ مؤمن را مرضى و تعبى و اندوهى حتى هم قليلى نمىرسد ، الّا آنكه خداوند از او گناهى را معفو دارد . و قال : من أكل ما يشتهى ، و لبس ما يشتهى ، و ركب ما يشتهى لم ينظر اللّه اليه ، حتّى ينزع او يترك : هر كس آنچه بخواهد بخورد و آنچه بخواهد بپوشد ، و بر آنچه خواهد سوار شود از نظر عنايت خدا دور شود تا آنگاه كه اين خوى زشت را از خود دور كند . و قال : مثل المؤمن مثل السّنبلة ، تجزّ مرّة و تستقيم مرّة ، و مثل الكافر مثل الارزة ، لا يزال مستقيما لا تشعر : مؤمن سنبله را ماند كه كرّتي به استقامت بپايد و كرّتى انقطاع يابد ، سهل و صعب جهان را ملاقات كند و مردمان را سود بخشد و كافر درخت سپيدار را ماند همواره در استقامت بپايد ، و بر عواقب امر دانا نباشد .