لسان الملك سپهر
2184
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
و قال : إنّ اللّه لا يطاع جبرا ، و لا يعصى مغلوبا ، و لم يهمل العباد من المملكة ، و لكنّه القادر على ما أقدرهم عليه ، و المالك لما ملّكهم إيّاه فإنّ العباد إن ائتمروا بطاعة اللّه لم يكن منها مانع ، و لا عنها صادّ ، و إن عملوا بمعصيته فشاء أن يحول بينهم و بينها فعل ، و ليس من شاء أن يحول بينك و بين شيء و لم يفعله ، فأتاه الّذي فعله كان هو الّذي أدخله فيه : همانا خداوند را كس عنقا « 1 » عبادت نكند ، و از در غلبه عصيان نورزد ، و اين بندگان را خداوند مهمل در مملكت خود رها نكرده ، بلكه قادر و قاهر است بر آنچه ايشان را قدرت داده ، و مالك است بر آنچه ايشان را به ملكيت عطا فرموده ، همانا بندگان اگر امتثال امر كنند در طاعت خداوند ايشان را دافعى و مانعى نيست ، پس اگر مرتكب معاصى شوند و خدا بخواهد حاجز و حايلى در ميان ايشان و معصيت استوار فرمايد تا عاصى نشوند ، و اگر حاجزى استوار نكند و عبد عصيان ورزد نه اين است كه خداوند او را به عصيان بازداشته ؛ بلكه خود عصيان كرده و كيفر بيند . و قال لابنه إبراهيم و هو يجود بنفسه : لو لا أنّ الماضي فرط الباقي ، و الآخر لاحق بالأوّل لحزّنا عليك يا إبراهيم . ثمّ دمعت عينه و قال : تدمع العين و يحزن القلب و لا نقول إلّا ما يرضي الرّبّ ، و إنّا بك يا إبراهيم لمحزونون : آن هنگام كه فرزند رسول خداى ابراهيم وداع جهان گفت ، رسول خداى اين كلمات را فرمود - چنان كه در قصه وفات ابراهيم به شرح رفت و اگر فقراتى چند از اين كلمات را در اين كتاب مبارك رقم كردهايم ، و ديگر باره نگاشته مىآيد براى آن است كه نظم و ترتيب اين احاديث ديگرگون نشود - بالجمله هنگام رحلت ابراهيم رسول خدا فرمود : اى ابراهيم اگر نه اين بود كه روزگار گذشته اندوخته و اجرى است براى آينده ، و آن جهان را تقديم و تأخيرى نيست ، آخر با اول پيوسته شود ، هرآينه در مصيبت تو محزون مىشدم . اين بگفت و آب در چشم مبارك بگردانيد ، و فرمود : روا باشد كه در مصائب چشم بگريد و دل حزين گردد ، و لكن بانگ به نوحه برداشتن و چهره خراش دادن روا نباشد ، خداوند بدان رضا ندهد . و قال : الجمال فى اللّسان : يعنى مكانت مرد در سخن كردن پديد شود .
--> ( 1 ) . عنقا : جبرا . يعنى به طورى كه اختيار و اراده از او سلب شود و فقط بنده آلت و افزار كار باشد ( ب ) .