لسان الملك سپهر

2178

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

باديد كند ، و طالبش را به جنّت برساند ، در تنهائى قبر مؤانست جويد ، و در غربت قيامت مصاحبت كند ، راهنماى سود و زيان است و دفع دشمن را تيغ و سنان ، و اين علم زينت دوستان خداست . و بدين علم خداوند رفعت و مكانت دهد مردمى را كه مىگرداند ايشان را در طريق خير ائمه هدى ، تا مردمان اعمال ايشان را نگرند و بديشان اقتدا كنند ، و فريشتگان به دوستى ايشان رغبت نمايند ؛ زيرا كه علم زندگى دلها و روشنى چشمها ، و نيروى تنهاست ، و خداوند عالم را به مردم اخيار فرود آرد ، و با نيكان بنشاند ، هم در دنيا و هم در عقبى . خداوند با علم مطاع و معبود گردد ، و به دستيارى علم شناخته شود ، و يكتائى او آشكار گردد . و به هدايت علم رعايت رحم توان جست و حلال از حرام توان دانست ، و علم پيشواى عقل است چه علم بيرون عالم امكانى و عقل عالم كيانى است . بالجمله چون تعريف علم به پاى رفت ، در شناس عقل فرمود : و العقل يلهمه اللّه السّعداء ، و يحرمه الأشقياء و صفة : العاقل أن يحلم عمّن جهل عليه ، و يتجاوز عمّن ظلمه ، و يتواضع لمن هو دونه ، و يسابق من فوقه في طلب البرّ ، و إذا أراد أن يتكلّم تدبّر ، فإن كان خيرا تكلّم فغنم ، و إن كان شرّا سكت فسلم ، و إذا عرضت له فتنة استعصم باللّه و أمسك يده و لسانه ، و إذا راى فضيلة انتهز بها ، لا يفارقه الحياء ، و لا يبدو منه الحرص ، فتلك عشر خصال يعرف به العاقل . مىفرمايد : خداوند سعدا را به عقل ملهم مىدارد ، و اشقيا را محروم مىگذارد ، و عاقل به ده چيز شناخته شود : حلم كند از جاهلى كه با وى درآويزد و درگذرد از آنكه ستم بيند ، با زيردستان به تواضع كوشد و با زبردستان در نيكوئى سبقت جويد ، و چون خواهد سخن كند نيك برانديشد ، اگر در كار خير است بگويد و غنيمت داند ، و اگر در كار شرّ است خاموشى گزيند و لب بربندد ، و سالم ماند ، و اگر داهيه « 1 » و خطبى رخ نمايد به حضرت آله پناه جويد ، و دست و زبان را نگاهدارد ، و اگر فضيلتى نگرد در ادراك آن عجلت كند ، هرگز حيا از او دور نشود ، و حرص در وى ظاهر نگردد .

--> ( 1 ) . داهية : مصيبت ، حادثه‌اى كه غير ملائم باشد .