لسان الملك سپهر
2125
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
نفسه ، فهو من اهل النار . آن كس كه علمى را فراگيرد براى مخاصمهء با سفهاء ، يا مجادله با علما ، يا آن كه مردم را به خود خواند و خود را مطاع داند از اهل دوزخ است . يا علىّ اذا مات العبد قال النّاس : ما خلّف . و قالت الملائكة : ما قدّم . چون بندهاى بميرد مردم گويند : از پس خود چه گذاشت ؟ و فريشتگان گويند : از پيش چه فرستاد ؟ يا علىّ الدّنيا سجن المؤمن و جنّة الكافر . دنيا زندان مؤمن است ، و بهشت كافر ، چه در آن جهان كار بر ايشان دگرگون شود . يا علىّ موت الفجأة راحة للمؤمن ، و حسرة للكافر . يا علىّ اوحى اللّه تبارك و تعالى الى الدّنيا : اخدمى من خدمنى . و اتعبى من خدمك : مرگ فجأة از براى مؤمن راحت است . و از براى كافر حسرت . و فرمود : خداوند با دنيا وحى فرستاد كه : خدمت كن آن كس را كه خدمت من كند ، و به تعب افكن آن را كه خادم تو باشد . يا علىّ انّ الدّنيا لو عدلت عند اللّه تبارك و تعالى جناح بعوضة . لما سقى الكافر منها شربة من ماء : اگر دنيا را در نزد خداوند مكانت بال پشهاى بود ، شربت آبى بهره كافر نمىگشت . يا علىّ ما احد من الاوّلين و الآخرين ، الّا و هو يتمنّى يوم القيمة انّه لم يعط من الدّنيا الّا قوتا : كس نيست از مردم پيشين و واپسين ، جز اينكه در قيامت آرزو مىكند كه از دنيا به زيادت از قوتى بهره نيافته بود . يا علىّ شرّ النّاس من اتّهم اللّه فى قضائه : بدتر مردم كسى است كه با خدا در راندن قضا دروغ بندد . يا عليّ أنين المؤمن تسبيح ، و صياحه تهليل ، و نومه على الفراش عبادة ، و تقلّبه من جنب إلى جنب جهاد في سبيل اللّه ، يمشي في النّاس و ما عليه من ذنب : ناله مؤمن تسبيح است ، و صيحهاش تهليل است ، و خوابش در فراش عبادت است ، و از اين سوى بدان سوى شدنش در جامهء خواب جهاد در راه خداست . يا علىّ لو اهدى الىّ كراع لقبلت ، و لو دعيت الى كراع لاجبت : اگر كراعى « 1 » با من هديه كنند مىپذيرم ، و اگر به كراعى دعوت شوم اجابت مىنمايم .
--> ( 1 ) . كراع : پاچه و ساق گوسفند .