لسان الملك سپهر
2114
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
خمر زمانى در مىآيد كه شناساى خداوند نيست . يا علىّ ، لم تنتفع بدينه و لا دنياه ، فلا خير لك فى مجالسته و من لم يوجب لك فلا توجب له و لا كرامة . فرمود : يا على كسى كه تو را از دنيا و آخرت خويش نتواند برخوردار ساخت « 1 » ، از مجالست و مؤانست او سودى نتوانى جست ، و آن كس كه حفظ حشمت تو نكند حفظ مكانت او مكن كه بزرگوارى در آن نخواهد بود . يا علىّ ينبغي أن يكون للمؤمن ثمان خصال : وقار عند الهزاهز ، و صبر عند البلاء ، و شكر عند الرّخاء ، و قنوع بما رزقه اللّه عزّ و جلّ لا يظلم الأعداء ، و لا يتحامل على الأصدقاء ، بدنه منه في تعب و النّاس منه في راحة . هشت صفت در بايست مرد مؤمن است : حوادث روزگار را به وقار دفع دهد ، و هنگام نزول بلا صابر گردد ، و در خصب « 2 » نعمت شار باشد ، و بدانچه خداى داده قناعت كند ، و از ارتكاب ظلم اگر چه با دشمن باشد مناعت جويد ، بار خويش بر گردن دوستان ننهد ، و در طلب راحت مردمان تن به زحمت دردهد . يا عليّ أربعة لا تردّ يلو دعوة : دعوة إمام عدل ، و والد لولده ، و الرّجل يدعو لأخيه المؤمن به ظهر الغيب ، و المظلوم . يقول اللّه عزّ و جلّ و عزّتي و جلالي لانتصرنّ لك و لو بعد حين . دعاى چهار كس مقرون به اجابت است : نخستين امام عادل ، و ديگر دعاى پدر از بهر فرزند ، و دعوت آن مرد كه از براى برادر دينى خود خداى را بخواند و ديگر دعوت مظلوم كه خداوند به عزّت و جلال خود سوگند ياد مىفرمايد كه او را نصرت كند اگر چه پس از مدتى باشد . يا عليّ ثمانية إن أهيبوا فلا يلوموا إلّا أنفسهم : الذّاهب إلى مائدة لم يدع إليها ، و المتأمّر على ربّ البيت ، و طالب الخير من أعدائه ، و طالب الفضل من اللّئام ، و الدّاخل بين اثنين في سرّ لم يدخلاه فيه ، و المستخفّ بالسّلطان ، و الجالس في مجلس ليس له بأهل ، و المقبل بالحديث على من لم يسمع منه . اگر كسى از اين هشت خصلت خوار بيند جز خويش را ملامت نكند : نخستين آنكه ناخوانده بر خوان كس نشيند ، ديگ آنكه بر خداوند بيت در كار بيت آمر و ناهى گردد ، ديگر آنكه از دشمن چشم منفعت دارد ، و ديگر آنكه از لئيم جود و جودت طلبد ، ديگر آنكه بىاجازت در ميان آن دو كس كه به سرّ سخن كنند در آيد ، ديگر آنكه در
--> ( 1 ) . متن : برخوردار شد . ( 2 ) . خصب : فراوانى نعمت .