لسان الملك سپهر
2102
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
كه هر بامداد و شامگاه هداياى من بر ايشان برند . دويم : آن باب كه بىزحمت به سوى من نظاره كنند . سه ديگر آن باب كه از آنجا به دوزخ نگرند و عذاب ظالمان را بازدانند . چهارم : آن باب كه خدام و حورا بر ايشان درآيند . رسول خداى عرض كرد : اى پروردگار من اين زاهدان چه كسانند ؟ فرمود : زاهد آن است كه خانه ندارد كه چون خراب شود محزون گردد و فرزندى ندارد كه از پس مرگش در غم نشيند و مالى ندارد كه چون نماند دلتنگ شود و آشنائى ندارد كه يك چشم زد او را از خدا مشغول سازد و او را فضول طعامى و رزمه « 1 » سلبى نيست كه از او طلب كنند ، از قيام شب و صوم نهار چهرهء ايشان دينارگون است . و زبان ايشان جز در ذكر خداوند كليل « 2 » است ، همواره در مخالفت هواى و مجاهدت نفس روز برند و خداوند را عبادت كنند بىآنكه طمع در بهشت بندند ، يا آنكه از دوزخ بيمناك باشند . اين هنگام رسول خدا عرض كرد : يا ربّ هل تعطى لاحد من امّتى هذا ؟ آيا از امّت من كسى را از اين مرتبت بهرى باشد ؟ قال : يا احمد هذه درجة الانبياء و الصّديقين من امّتك و امّة غيرك و اقوام من الشّهداء فرمود : اين مرتبت درجهء انبيا و صديقين از امّت تو و ديگر امّتها و جماعتى از شهدا ادراك كنند . عرض كرد : زاهدان امّت من افزون است يا زاهدان بنى اسرائيل ؟ قال : انّ زهّاد بنى اسرائيل فى زهّاد امّتك كشعرة سوداء فى بقرة بيضاء فرمود : نمودارى زاهدان بنى اسرائيل در ميان زاهدان امّت تو نمود يك موى سياه است در تن گاوى سفيد . عرض كرد : پروردگارا اين چگونه بود ؟ و حال آنكه شمار بنى اسرائيل از امّت من افزون است . قال : لانّهم شكّوا بعد اليقين و جحدوا بعد الاقرار : يعنى اين جهودان مرتد شدند و كمتر كس از ايشان رستگار شد . اين هنگام رسول خداى شكر يزدان بگذاشت و خداى را بخواند ، و اين دعا در حق زاهدان امّت قرائت كرد : اللّهمّ ارحمهم و احفظهم و احفظ عليهم دينهم الّذى ارتضيت لهم ، اللّهم ارزقهم ايمان المؤمنين الّذى ليس بعده شكّ و زيغ و ورعا ليس بعده رغبة ، و خوفا ليس بعده غفلة و علما ليس بعده جهل و عقلا ليس بعده حمق و
--> ( 1 ) . رزمه : پشتواره جامه ، پشتواره مقدار از هر چيز آن را بر پشت توان برد . ( 2 ) . كليل : كند ، سست ، مانده شده .