لسان الملك سپهر

2100

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

مادر فرزند را ، هيچ شاغلى ايشان را از ياد خدا بيرون نكند ، هرگز شيفتهء خوردنى و پوشيدنى نشوند و روزگار به هرزه‌درائى نبرند ، جز خداوند كه زندهء جاويد است ، مردمان را با مردگان برابر نهند ، و اين جهان را با آن جهان توأمان « 1 » بينند ، مردمان هر كس كرّتى بيش ترك جان نگيرند ، و اين جماعت در مجاهدت نفس و معاندت شيطان و مخالفت هوا روزى هفتاد كرّت بميرند ، با اينكه از كثرت عبادت و زهادت از لطمه نسيمى متزلزل و متزعزع شوند ، چون در نزد من بايستند بنيانى محكم و مشيّدند ، به عزّت و جلال خود سوگند ياد مىكنم كه چون جان ايشان از جسد جدائى جويد ، ملك موت را بر ايشان فرمان ندهم ، بلكه خود روح ايشان را قبض خواهم كرد ، و از براى روح ايشان درهاى آسمان گشوده خواهم داشت ، و حجابها را مرتفع خواهم ساخت و امر خواهم كرد تا بهشت به زينت شود و حور العين مهربان گردد و فريشتگان درود فرستند ، و درختان ميوه آرند و بادها كه مهب « 2 » از تحت عرش دارند حمل كافور و مشك كنند و بوى خوش پراكنده سازند ، و ميان من و روح چنين بنده‌اى هيچ پرده نماند ، پس قدوم او را در نزد خويشتن ترحيب و ترجيب گويم و فرمان دهم تا با كرامت و بشارت در خلد برين مخلّد بيايد . و همچنان در وصف خاصان درگاه فرمايد : يا أحمد إنّ أهل الآخرة لا يهنّيهم « 3 » الطّعام منذ عرفوا ربّهم ، و لا تشغلهم مصيبة منذ عرفوا سيئاتهم ، يبكون على خطاياهم ، يتعبون أنفسهم و لا يريحونها ، و إنّ راحة أهل الجنّة في الموت ، و الآخرة مستراح العابدين ، مونسهم دموعهم الّتي تفيض على خدودهم ، و جلوسهم مع الملائكة الّذين عن أيمانهم و عن شمائلهم ، و مناجاتهم مع الجليل الّذي فوق عرشه ، و إنّ أهل الآخرة قلوبهم في أجوافهم قد فرحت . يقولون متى ننزح من دار الفناء إلى دار البقاء ؟ مىفرمايد : اى احمد همانا اهل آخرت چون خداى را بشناختند هيچ طعامى بر ايشان گوارا نيفتاد ، چه با هيچ طعامى مهنّا « 4 » نپرداختند و آنگاه كه معاصى خويش را بدانستند هيچ مصيبتى را مكانتى نبستند ، همواره بر خطاهاى خويش بگريند و بر

--> ( 1 ) . توأمان : در اينجا كنايه از ملازمت و وابستگى است . ( 2 ) . مهب : موضع وزيدن بادها . ( 3 ) . صحيح « لا يهنئهم » مىباشد ( ب ) . ( 4 ) . مهنا : در اينجا به معنى گوارا آمده است .