لسان الملك سپهر
2078
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
دويست و نهم : جهودى كه مولاى سلمان بود او را به نخلستانى مكاتب « 1 » ساخت ، پيغمبر يك يك خستوى خرما در دهان گذاشت و برآورد و غرس نمود ، تا با خستوى ديگر چنين مىكرد ، اين يك با ثمر بود بدين گونه نخلستان را بپرداخت و جهود را بداد و سلمان را گرفته آزاد كرد . دويست و دهم : ابو هريرة مشت خرمائى به حضرت آورد ، پيغمبر دعا كرد و فرمود : در كيسه بدار . چندان كه ابو هريره از آن برمىگرفت به جاى بود ، تا آنگاه كه على عليه السّلام از او شهادتى طلبيد و او كتمان كرد ، پس آن كيسه تهى شد ، نزديك على آمد و توبت كرد . امير المؤمنين دعا كرد تا ديگر باره خرما يافت و آنگاه كه به نزد معاويه شتافت آن بركت برفت . دويست و يازدهم : چون رسول خدا فقرائى كه در مسجد جاى داشتند و ايشان را اهل صفه گويند خود خورش مىداد ، يك شب فرمود : اگر طعامى هست بياوريد ، اندك طعامى در بن ديگ سنگى ببود ، آن را برگرفت و به مسجد آورد و ده ( 10 ) تن از فقرا را بيدار كرد تا طعام بخوردند ، پس دههء ديگر را برانگيخت تا همه فقرا را از آن اندك طعام سير كرد . دويست و دوازدهم : بسيار وقت زبان مبارك در دهان فرزندان فاطمه مىگذاشت و مىفرمود : ديگر شير مده . دويست و سيزدهم : وقتى سلمان سه روز چيزى نيافت كه بدان افطار كند قصّه به حضرت آورد . سلمان را با خود آورد در معبرى كه يك تن بزى را با خود مىبرد فرمود : به نزديك من آور . عرض كرد : شيرده نباشد ، فرمود : به نزديك من آور . قدحى بخواست و دست بر پستان بز بماليد و قدحى شير بدوشيد ، به خداوندش داد تا بنوشيد و قدحى به سلمان و قدحى خود ميل فرمودند . دويست و چهاردهم : روزى على عليه السّلام يك درهم گوشت و درهمى ذرّت بخريد ، فاطمه گوشت را پخت و ذرّت را نان كرد و عرض كرد : پدرم را دعوت فرما . على به حضرت رسول آمد وقتى كه مىفرمود : پناه مىبرم به خدا از گرسنگى ، پس بر على
--> ( 1 ) . مكاتب اسم مفعول از مكاتبه است و مكاتبة در اصطلاح فقهاء اين است كه مولى از عبد خود تعهدى بگيرد كه اگر مثلا فلان مقدار پول دادى ( بطور اقساط يا نقد ) آزاد خواهى بود ( ب ) .