لسان الملك سپهر

2053

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

نود و سيم : زينب دختر رسول خداى در نكاح ابو العاص بن الرّبيع بن عبد العزى بود كه خواهرزادهء خديجه عليها السّلام است ، و رقيه دختر ديگر آن حضرت مخطوبهء عتبة بن ابو لهب بود . چون پيغمبر بعث يافت و قريش آغاز عداوت كردند ، با ايشان گفتند : دختران محمّد را طلاق گويند . ابو العاص رضا نداد ، عتبه گفت : اگر دختر سعيد بن ابى العاص را براى من به زنى آريد رقيه را طلاق گويم ، قريش دختر سعيد را به نكاح او بستند ، پس عتبه به روايت عروة بن الزّبير به حضرت رسول آمد و گفت : انا كفرت بالنّجم اذا هوى يعنى به ستاره‌اى كه فرو شود ايمان ندارم ، و به قرب جبرئيل گواهى ندهم و آب دهان پليد به جانب پيغمبر انداخت ، و با اينكه رقيه را در خلوت ديدار نكرده بود ، طلاق گفت . رسول خداى فرمود : اللّهمّ سلّط عليه كلبا من كلابك « 1 » . ابو طالب با عتبه گفت : اى برادر زاده ندانم از اين نفرين چگونه نجات خواهى جست ؟ و او در سفر شام به چنگال شيرى هلاك شد - و ما شرح حال ابو العاص و عتبه را از اين پيش رقم كرده‌ايم از اين روى به بسط قصّه نپرداختيم - . نود و چهارم : همانا - در جلد دويم ناسخ التواريخ - در قصهء ابرهه و تخريب مكه برهانى چند اقامه كردم كه خارق عادت و معجزه از انبيا روا باشد ، چه بعضى از مردم كه عقايد فاسده دارند و هيچ معجزه را به چشم خويشتن مشاهده نكرده‌اند ، اين روايات را وقعى نگذارند ، و بيشتر از مردم اروپا هيچ معجزه را روا نمىدارند . همانا معجزهء رسول خداى را در تحريك درخت كه امير المؤمنين عليه السّلام روايت مىكند با قصّهء ابرهه و ظهور ابابيل مشابهتى دارد ؛ زيرا كه على عليه السّلام كه خود را وصى پيغمبر و امام مفترض الطّاعه مىشمرد و خود را صادق و مصدق مىفرمود ، در مسجد كوفه بر فراز منبر وقتى كه بيست هزار ( 20000 ) كس در مسجد گوش بر فرمان او داشتند نتواند بود كه به رسول خداى دروغ بندد ، و بگويد : پيغمبر درخت را پيش خواند و درخت فرمانبردار گشت ، و جماعتى بزرگ از قريش حاضر بودند چه اين هنگام كه على اين روايت مىكرد نيز جماعتى حاضر بودند كه با على هنگام تحريك درخت در خدمت پيغمبر بودند ، و خطبه امير المؤمنين را نيز كس نتواند تحريف كرد چه هيچ كس را اين فصاحت و بلاغت نبوده و بر زيادت از صدر اسلام

--> ( 1 ) . يعنى : خدايا درنده‌اى از درندگانت را بر او مسلط فرماى .