لسان الملك سپهر

2018

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

ششم : سيلا . هفتم : شداد . و ديگر جعبه‌اى داشت كه « منصله » نام داشت و ديگر جعبه‌اى كنانه كه « كافور » نام داشت از چوب . و ديگر جعبه‌اى از جلد كه « جمع » نام داشت كه تير آن را « متّصله » يا « موصله » مىگفتند تفأّلا لوصوله على العدوّ ، و كمرى از اديم داشت كه سه حلقه نقره در آن بود . و آن حضرت را رايتى سياه بود كه آن را « عقاب » مىناميدند . و ديگر رايتى سفيد داشت . و ديگر لوائى داشت كه آن را « معلوم » مىناميدند و بسيار وقت از ستر زبرين « 1 » زوجات مطهّرات عقد الويه مىفرمود . و اسم علم آن حضرت « عقاب » بود از پردهء در خانهء عايشه كه از صوف سياه بود . و ديگر علمهاى سياه و سفيد داشت و نيز علمى زرد داشت و علمى سفيد داشت كه بر آن « لا إله الا اللّه » مكتوب بود و گاهى از دستار زوجات مطهرات لوا مىبست . در ذكر دواب و مراكب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قاضى بدر الدّين ، نام بعضى از اسبهاى رسول خداى را به نظم كرده و اين شعر را انشاد نموده است : الخيل سكب لحيف سبجة ظرب * لزاز مرتجز ورد لها سرر اول : سكب ، و آن نخستين اسبى است كه پيغمبر بخريد به ده ( 10 ) اوقيه از اعرابى كه يك تن از بنى فزاره بود و بر آن جهاد فرمود ، و اين نام خود بر آن نهاد ، چه از نخست « ضرس » نام داشت ، پيشانى و دست و پايش سفيد بود و مطلق اليمين بود و بر آن مسابقت كرد و پيشى گرفت . دويم : مرتجز ، و آن را از مردى اعرابى و هو سواد بن الحارث بن ظالم ، از جماعت

--> ( 1 ) . يعنى از لباسهائى كه در روى لباسها پوشيده مىشود مانند چادر .