لسان الملك سپهر

1720

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

نجعلها للّذين لا يريدون علوّا فى الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقين . چكاندن روغن در بينى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گويند : بعد از اين سخن پيغمبر از هوش برفت و ازواج مطهرات روغن بياوردند و اسماء به دست خويش در بينى پيغمبر چكانيد ، آن حضرت را بد آمد ، فرمود : اين كار را كه كرد ؟ زنان بيم كردند و گفتند : عمّت عباس . فرمود : يا عم چرا چنين كردى ، عرض كرد : زنان كردند و گمان داشتند كه از خشكى دماغ هوش مبارك زايل شده . فرمود : معاذا باللّه كه به هنگام رحلت هوش از من برود . پس فرمود تا همهء زنان را از آن روغن در بينى چكانند تا ديگر جسارت نكنند و عباس را زحمت نرسانيدند . ريختن آب بر سر پيغمبر و به مسجد رفتن آن حضرت خبر كرده‌اند كه چون مرض پيغمبر به شدّت شد فرمود كه : از هفت مشگ سرنا گشوده كه از هفت چاه سرشار كرده باشند بر بدن مبارك بريزند تا خفّتى در مرض پديد شود ، پس چنين كردند ، و در مخضبى « 1 » روئين و اگر نه مسين كه از حفصه بود مشگها بر آن حضرت بريختند و سورت مرض شكسته شد ، پس به مسجد رفت و نماز به جماعت بگزاشت و خطبه قرائت فرمود و از بهر شهداى احد استغفار كرد ، آنگاه فرمود : انصار عيبه من و محل سرّ من ، و خاص منند به ايشان هجرت كردم و مرا جاى دادند نيكان ايشان را گرامى داريد و از بدان درگذريد ، مگر در حدّى از حدود اللّه . يا اينكه فرمود : اى گروه مردمان شما زياده مىشويد و انصار اندك خواهند شد ، سوگند با خداى كه نفس من به دست قدرت اوست من ايشان را دوست مىدارم آنچه بر ايشان بود به پاى بردند و در حق من مواساة و جوانمردى

--> ( 1 ) . مخضب : تغار .