لسان الملك سپهر
1962
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
فرمود : از هجاى مشركين دست بازمگير . اين شعر را بگفتم : إنّي تفرّست فيك الخير أعرفه * و اللّه يعلم ما إن خانني بصر أنت النّبيّ و من يحرم شفاعته * يوم الحساب فقد أزرى به القدر فثبّت اللّه ما آتاك من حسن * كالمرسلين و نصر كالّذي نصروا فقال رسول اللّه : و انت ثبّتك اللّه يا سيّد الشّعراء . رسول خدا او را به سيّد الشّعراء ملقّب ساخت . و عبد اللّه بن رواحه با ابى الدّرداء از جانب مادر برادر است و نعمان بن بشير خواهرزادهء اوست . و از عادات عبد اللّه بود كه چون از خانه بيرون خواست شد دو ركعت نماز گزاشت ، و چون به خانه بازآمد هم دو ركعت نماز بگزاشت ، و اين سنّت را هرگز از دست نگذاشت . گويند : وقتى زوجهء عبد اللّه با شوهر درآويخت و گفت : اينك با جاريه هم بستر شدى و با او درآميختى . عبد اللّه گفت : حاشا كه من با جاريه هم بستر شوم . گفت : اگر راستگوئى چند كلمه از قرآن قرائت مىكن چه با جنابت نتوان قرائت قرآن كرد . عبد اللّه اين كلمات را با هم پيوست و برخواند : و إنّ العرش فوق الماء طافا * و فوق العرش ربّ العالمينا شهدت بأنّ وعد اللّه حقّ * و أنّ النّار مثوى الكافرينا زن گفت : آيتى بر اين سخن افزوده كن . عبد اللّه اين بيت بگفت : و تحمله ملائكة كرام * ملائكة الاله مقرّبينا زن گفت : سخن به راستى گفتى ، همانا چشم من خطا كرد پس عبد اللّه به حضرت رسول آمد ، و قصه بگفت ، پيغمبر تبسّم فرمود . و چنان افتاد كه يك شب ديگر زوجه عبد اللّه از خواب برانگيخته شد ، و عبد اللّه را در كنار خود نيافت ، پس از بستر خواب بيرون شد و عبد اللّه را در وثاق « 1 » ديگر يافت كه بر شكم جاريه نشسته بود ، پس بازآمد و حربهاى به دست كرده ، مراجعت نمود . عبد اللّه از نزد جاريه بيرون شد ، و گفت : از بهر چه دهشت زده و آشفته خاطرى ؟ گفت : با جاريه مضاجعت و مخالطت كردى ؟ گفت : هرگز اين نكردم . زن گفت : اينك خود معاينه كردم . عبد اللّه گفت : چشم تو خطا كرده ، تو خود دانستهاى كه رسول
--> ( 1 ) . وثاق : حجره ، اطاق .