لسان الملك سپهر

1870

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

چنان كه در حبشه ديده بود بفرمود از بهر و ترتيب نعش كردند و بدان نعش برداشتند و او اول كس بود كه از بهر او نعش ساختند ، عمر چون آن بديد اسماء را دعا كرد و گفت : سترتها سترها اللّه بعضى گويند : نخستين براى زينب بنت جحش نعش بساختند . واقدى گويد : كه سوده در زمان حكومت معاويه وداع جهان گفت . شرح حال عايشه زوجه سيم : رسول عايشه دختر ابو بكر بن ابى قحافه بود ، هو عثمان بن عامر بن عمر بن كعب بن سعد بن تيم بن مرّة بن كعب بن لؤى است و نسب او با پيغمبر در مرّة پيوسته شود ، كنيّت او امّ عبد اللّه است . همانا وقتى عرض كرد كه : يا رسول اللّه زنان را همه كنيت است كنيت من چه باشد ؟ فرمود به نام خواهرزادهء خود مكنى باش كه عبد اللّه بن زبير باشد . و مادر عايشه ، امّ رومان بنت عامر بن عويمر بن عبد شمس بن عتاب بن اذنية بن سميع بن دهان بن الحارث بن غنم بن مالك بن كنانه است ، شرح خطبه كردن او در مكه و زفاف او در مدينه در جاى خود مرقوم شد و كابين او چهار صد ( 400 ) درهم است . بالجمله در خبر است كه رسول خدا او را در هفت ( 7 ) سالگى عقد بست ، عقد او در شهر شوال و زفاف او دو ( 2 ) سال ديگر به شهر شوال افتاد نه ( 9 ) سال و ده ( 10 ) ماه به سراى پيغمبر بود و هنگام وفات رسول خداى ( 20 ) بيست‌ساله بود . هم علماى سنّت و جماعت اين حديث كرده‌اند . قال رسول اللّه لنسائه أيّتكنّ صاحبة الجمل الادبّ يقتل حولها قتلى كثيرة و تنجو بعد ما كادت . رسول خداى زنان خويش را از حال عايشه و سوار شدن او بر شتر و مقاتلت او را با على خبر مىدهد . همانا عايشه را با على عليه السّلام كينى و حسدى بود چنان كه على عليه السّلام در خطبه‌اى كه مردم بصره را مخاطب داشته مىفرمايد : و أمّا فلانة فأدركها ضعف رأى النّساء و ضغن غلافى صدرها كمرجل القين و لو دعيت لتنال من غيرى ما أتت الىّ لم تفعل و لها بعد حرمتها الاولى و الحساب على اللّه . مىفرمايد : عايشه را سستى انديشه زنان