لسان الملك سپهر

1868

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

السّلام و على جبرئيل السّلام و عليك يا رسول اللّه السّلام و رحمته و بركاته و على من سمع السّلام الا الشّيطان . و اين از كمال فهم خديجه بود كه نگفت و على اللّه السّلام چنان كه بعضى از صحابه در تشهّد گفتند : السّلام على اللّه پيغمبر نهى كرد و فرمود خداوند سلام است بگوئيد : التّحيّات للّه و الصّلاة و الطيّبات . گويند : نوبتى هاله خواهر خديجه در بكوفت ، پيغمبر خديجه را ياد كرد و فرمود : الهى كوبندهء در هاله باشد . عايشه غيرت برد و گفت : چند ياد از عجوزى از عجايز قريش مىكنى كه از پيرى دندان در دهان نداشت و خداوند بهتر از او تو را عوض داده ، پيغمبر در خشم شد چنان كه موى سر مباركش جنبش كرد و فرمود : سوگند با خداى كه خداوند هيچ زن بهتر از او مرا نداد ، با من ايمان آورد وقتى كه همه مردم كافر بودند ، و مرا راستگوئى دانست وقتى كه تكذيب كردند ، و با من با مال مواساة نمود وقتى همه كس مرا محروم مىداشت و خداوند مرا از وى فرزندان داد . عايشه بر خود واجب كرد كه ديگر خديجه را به بد ياد نكند . يك روز امّ زفر كه ماشطهء خديجه بود بر پيغمبر درآمد و او را عظيم محترم داشت و فرمود : در عهد خديجه اين زن به خانهء ما مىآمد ، همانا حسن عهد از ايمان است و قصّهء وفات خديجه را نيز مرقوم داشته‌ايم . سوده بنت زمعه زوجه دويم : رسول خداى سوده بنت زمعة بن قيس بن عبد ود بن نضر بن مالك بن جندب بن عامر بن لؤىّ بن غالب القرشية العامرى است و نسب او با پيغمبر در لؤىّ پيوسته مىشود ، و كنيت او ام الاسود است ، و مادرش شموس بنت قيس بن عمر بن زيد بن لبيد بن خداش است . و او نخست زوجهء پسر عمّ خود سكران بن عمرو بن عبد شمس بود ، و از او پسرى داشت كه عبد الرّحمن نام داشت و در حرب جلولا « 1 » كشته شد .

--> ( 1 ) . جلولا : نهر بزرگى است كه تا بعقوبات امتداد دارد .