لسان الملك سپهر

1862

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

و ابراهيم بعد از سه روز وفات كرد اين وقت حسين را نگريست پيش شد و او را ببوسيد و بر سينهء خود برچفسانيد . و رشّف ثناياه و قال فديت من فديته بابنى ابراهيم . يك روز رسول خداى بر ابراهيم مىگريست عايشه گفت : چند بر ابراهيم خواهى گريست ؛ حال آنكه او پسر جريح قبطى است كه هر روز بر ماريه درمىآمد . پيغمبر در خشم شد و على را فرمود برو و سر از تن جريح برگير . على عرض كرد كه : من در فرمان تو چون آهن محماة « 1 » باشم كه در پشم شتر در رود يا در امر غورى كنم . فرمود : غور مىكن . همانا پيغمبر پاكى جريح را مىدانست اين حكم از بهر آن كرد و چون عايشه بىگناهى را در معرض قتل بيند باشد كه از كرده پشيمان شود و از آن سخن بازگردد ، اما عايشه در صدق گفتار خويش استوار بايستاد و على با شمشير كشيده در طلب جريح به در بستانى آمد و سندان بكوفت . جريح از پس در على را با تيغ كشيده بديد در نگشود پس على از ديوار به درون باغ شد و جريح راه فرار پيش داشته به درختى صعود داد و از آن دهشت از درخت درافتاد و جامه‌اش به يك سوى شد و مكشوف افتاد كه خصى باشد او را نه آلت مردان بود و نه آن زنان . « 2 » پس على او را به حضرت رسول حاضر كرد پيغمبر فحص حال او را از وى پرسش فرمود . عرض كرد : كه قبطيان آن كس را كه به سراى خويش راه كنند نخست مجبوب و خصى سازند و پدر ماريه مرا از اين روى ملازم خدمت ماريه داشت . اين وقت خداوند اين آيت بفرستاد : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ . « 3 » خطاب با مؤمنان مىفرمايد كه اگر فاسقى و دروغزنى با شما خبرى بازدهد بىآنكه فحص حال كند استوار مداريد مبادا نادانسته قومى را زحمت كنيد و از پس آن پشيمان شويد .

--> - مىشويم و اگر من به تنهائى محزون شوم بهتر است از اينكه اينان محزون شوند . اى جبرئيل ابراهيم را فداى حسين كردم . ( 1 ) . محماة : گداخته . ( 2 ) . متن : او را نه آلت مردان بود و نه آن زنان باشد . ( 3 ) . سورهء حجرات ، آيه 6 : اى مؤمنان اگر فاسقى براى شما خبرى آورد ، دربارهء آن تحقيق كنيد ، مبادا نادانسته به مردم آسيب برسانيد و از كردهء خود پشيمان شويد .