لسان الملك سپهر
1863
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
و اين آيت را كه مىفرمايد : إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ . « 1 » علماى عامه گويند در افك عايشه نازل شد - چنان كه بشرح رفت - و شيعى مىگويد براى ماريه آمد . بالجمله على عليه السّلام در احتجاج با اهل شورى مىفرمايد : نشدتكم باللّه هل علمتم أنّ عائشة قالت لرسول اللّه انّ ابراهيم ليس منك و انّه ابن فلان القبطىّ ، قال : يا علىّ اذهب فاقتله ، فقلت : يا رسول اللّه اذا بعثتنى أكون كالمسمار فى الوبر أو أتثبت ، قال لا بل تثبّت ، فذهبت فلمّا نظر الىّ استند الى حائط فطرح نفسه فيه فطرحت نفسى على أثره فصعد على نخل و صعدت خلفه فلمّا رآنى قد صعدت رمى بازاره فاذا ليس له شىء ممّا يكون للرّجال فجئت و أخبرت رسول اللّه ، فقال : الحمد للّه الّذى صرف عنّا السّوء أهل البيت فقالوا : اللّهمّ لا فقال اللّهمّ اشهد . بالجمله ابراهيم شانزده ( 16 ) ماه و به روايتى هفده ( 17 ) ماه زندگانى داشت ؛ و در سال دهم هجرى وفات كرد و چون خبر به پيغمبر آوردند كه ابراهيم در سكرات است ، عبد الرحمن بن عوف حاضر بود با او به خانه ابو يوسف آمد و ابراهيم را در كنار گرفت و آب در چشم مبارك بگردانيد . عبد الرحمن گفت : يا رسول اللّه تو منع از گريه فرمودهاى و خود مىگريى ؟ قال : ليس هذا بكاء انّما هذا رحمة و من لا يرحم لا يرحم . فرمود : اى پسر عوف آب چشم اثر رحمت است و هر كه رحم نكند بر او رحم نكنند ، من نهى نكردهام مگر از نغمهء لهو و لعب و مزامير شيطان و در نزد مصيبت از آن صوت كه از كندن موى ، و خراش روى ، و دريدن جامه برخيزد . اسامة بن زيد چون پيغمبر را گريان ديد فرياد برآورد ، رسول خداى او را نهى كرد و فرمود : البكاء من الرّحمة و الصّراخ من الشّيطان . « 2 » و همچنان مادر عبد الرّحمن بن حسّان بن ثابت و خواهر ماريه حاضر بودند بانگ برداشتند ، ايشان را نيز منع فرمود : آنگاه رسول خداى فرمود : العين تدمع و القلب يحزن و لا نقول الّا ما يرضى ربّنا و انّا بفراقك يا ابراهيم لمحزونون . « 3 »
--> ( 1 ) . سورهء نور ، آيه 11 : كسانى كه بهتان ترا زدهاند گروهى از خود شما هستند ، گمان نكنيد زيانى به شما در آن است بلكه خير شما در آن است . ( 2 ) . گريه و ريزش اشك اثر رحمت است و فرياد زدن در مقام عزا از شيطان است . ( 3 ) . چشم اشك مىريزد و قلب محزون مىشود و جز آنچه را كه خدا بدان راضى است ما -