لسان الملك سپهر
1701
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
جلد چهارم وقايع سال يازدهم هجرى كه سال رحلت پيغمبر خداى از اين جهان است در سفر حجّة الوداع آن ايّام كه رسول خداى حاضر منى بود سورهء مباركهء إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ « 1 » . نازل گشت ، پيغمبر با جبرئيل فرمود : همانا مرا آگهى دهند كه سفر آن جهانى بايدم كرد ، جبرئيل عرض كرد : و الآخرة خير لك من الاولى . پس رسول خداى بسيج سفر آن جهانى را به زيادت مواظبت همىكرد و فراوان بر زبان مبارك مىراند . سبحانك اللّهمّ اغفر لى إنّك أنت التّواب الرّحيم . وقتى گفتند : يا رسول اللّه چون است كه اين كلمات را فراوان قرائت مىفرمائى ؟ فرمود : همانا مرا به سوى آن جهان دعوت كردهاند ، و سخت بگريست . عرض كردند : اى رسول خداى كريم بىگمان تو را در حضرت اللّه هيچ گناه نيست ، پس انگيزش اين گريه از بهر چيست ؟ فرمود : فأين هول المطّلع و أين ضيق القبر و ظلمة اللّحد و أين القيمة و الاهوال . از اين كلمات توان دانست كه ممكن را با واجب و حادث را با قديم هيچ مشابهتى و مشاركتى نيست ، و ديگر آنكه مردمان بدانند كه رسول خداى كه بهشت و دوزخ و ميزان و حساب به تمامت در قبضهء قدرت اوست و بازگشت همه مردمان به حضرت اوست ، به درگاه خداوند قاهر غالب چنين خاضع و خاشع است ، و ياد از تنگى قبر و تاريكى لحد و هول قيامت مىكند ، ديگر مردم را كى رسد كه ياد از مرگ نكنند و طريق غفلت سپرند و از عصيان و طغيان بازنگردند .
--> ( 1 ) . سورهء نصر ، آيه يك .