لسان الملك سپهر
1823
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
ذكر سماحت و شجاعت و علم و حياى رسول خداى بذل و جود رسول خداى چون نيك نگران باشى تمامت آفرينش است چه آفرينش به سبب وجود مباركش پديدار گشت و فيض وجودش در همهء اشياء ساير شد اما به صورت ظاهر ، هرگز هيچ خواهنده را محروم نداشت و در ذيل قصّهء حنين و ديگر قصّهها عطاياى آن حضرت مذكور شد . و حلم آن حضرت چنان بود كه هر زحمت از مردم وارد مىگشت اعداد انتقام نمىفرمود ، بلكه از بهر ايشان استغفار مىكرد ، وقتى يك تن اعرابى از قفاى آن حضرت درآمد و چنان رداى مباركش را بكشيد كه سينهء مباركش را آسيب كرد و كتف مباركش بر سينهء اعرابى آمد ، پيغمبر روى برتافت و تبسّمى كرد و فرمود : ما شأنك ؟ اعرابى گفت : بگو تا از اين مال كه نزد تو است چيزى مرا دهند ، فرمود : او را عطائى دادند و هرگز وعده نكرد كه وفا ننمود . و شجاعت آن حضرت چنان بود كه على عليه السّلام مىفرمايد : كه ما در جنگها پناهندهء پيغمبر بوديم ، و عمران بن حصين گويد : اول كس پيغمبر بود كه بر دشمنان حمله مىبرد و در غزوهء حنين يك تنه بر چهار هزار ( 4000 ) مرد حمله برد و همىفرمود : أنا النّبىّ لا كذب أنا * ابن عبد المطّلب و در صفت حياى رسول خداى گفتهاند : أشدّ حياء من عذراء فى عذرها . و هر وقت مكروهى از كس نگريستى از شدت حيا روى مباركش ديگرگون شدى و افروخته شدى اما هرگز بر روى او سخن نكردى . سعد بن ساعدى گويد : كان رسول اللّه حييّا لا يسئل شيئا الّا أعطى . ذكر مزاحهاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله گاهى از مزاح با اصحاب كناره نمىجست ، عبد اللّه بن حارث