لسان الملك سپهر
1803
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
خود طعام برمىداشت مگر رطب و شورباى كدودار و امثال آن كه از اطراف ظرف آنچه خواستى برداشتى و گاه به انگشت چهارم اكل مىكرد و تكيه كرده و مربع نشسته و متكبرانه طعام نمىخورد و به دو زانو مىنشست و مىفرمود : چنان مىنشينم كه بندگان مىنشينند و چنان مىخورم كه بندگان خورند . و گاهى پاى راست را همى نصب كرد و گاهى تكيه زده اقعى مىنشست و دوست داشت كه با جماعت خورد . و هرگز يك تنه غذا نمىخورد الّا نادرا و مىفرمود : شرّ النّاس من أكل وحده . گاهى بر سفره و گاهى بر زمين اكل مىفرمود و از همه كس زودتر به طعام دست مىبرد و چون فراغت مىجست مىفرمود : الحمد للّه حمدا كثيرا طيّبا مباركا فيه غير مكفوف و لا مودّع و لا مستغنى عنه . و گاه مىگفت : الحمد للّه الّذى كفانا و أردانا . و گاه مىفرمود : الّلهمّ أطعمت و سقيت و أغنيت و أمننت فلك الحمد على ما أعطيت . و گاه مىفرمود : الحمد للّه الّذى منّ علينا و هدانا و الّذى أشبعنا و أروانا و كلّ الاحسان اتانا . و مىفرمود : هر كه طعام خورد بگويد : الحمد للّه الّذى أطعمنى هذا الطّعام و رزقنيه من غير حول منّى و لا قوّة . خداى گناهان او را بيامرزد . و چون نزد قومى طعام خوردى فرمودى : الّلهمّ بارك لهم فيما رزقهم و اغفر لهم و ارحمهم . و گاهى پيش از طعام و بعد از آن دست بشستى آنگاه دستها را بر روى مبارك و ساعد بماليدى و مىفرمود : بركت طعام در آن است كه پيش از اكل و بعد از اكل دست بشويند و حديث كردهاند كه : الوضوء قبل الطّعام . و پس از طعام انگشتان را بليسيدى : اول وسطى ، آنگاه سبّابه ، پس ابهام و تا انگشت را نليسيد با منديل پاك نكرد . و امر مىفرمود : بلعق اصابع و لعق كاسه . و گفت : شما ندانستهايد در كدام جزو بركت است . و در حين طعام خوردن سخن نكردى و مكرر طعام را بر مهمان عرضه داشتى و در خوان پايه دار و نيمكاسه خوردى و نان تنگ و ميده « 1 » و گوشت بلمه و سوسمار و جلّاله و سپرز و گرده و سير و پياز و گندنا نخورد و فرمود : هر كه از بقولات كه بوى بد
--> ( 1 ) . ميده : آرد گندم دوباره بيخته را گويند ، و نام حلوائى است كه از شير گوسفند و شكر سفيد پزند ( برهان قاطع ) .