لسان الملك سپهر

1247

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

به بهترين نوائى رسيد ، اكنون تو خليفه او باش در ذرّيّهء او به بهترين خلافتى كه با يكى از بندگان خويش بجا آرى . و سه روز اولاد جعفر را به تعزيت بگذاشت و بعد از سه روز به خانهء جعفر رفت و فرمود : از اين پس بر برادر من جعفر مگرائيد ، و حكم داد تا ايشان سر بستردند و پسر جعفر ، محمّد را فرمود : با عمّ من ابى طالب شبيه است و عبد اللّه را فرمود با خلق و خلق « 1 » من شبيه است . همانا از حزن و گريستن پيغمبر در مصيبت جعفر توان دانست كه در مصائب گذشتگان گريه و حزن هيچ‌كس را از حلقهء صابران بيرون نكند ، چه اين آثار رحمت و رقّت است و نيكوتر از آن است كه غمگين نشود و باك ندارد ، چه اين صفت برهانى از غلظت و قساوت قلب « 2 » است . اكنون بر سر داستان شويم . چون جنگ مؤته به كران رفت و رسول خداى اين خبرها بگفت ، بعد از سه روز و به روايتى چهار روز يعلى بن اميّه شتابزده از راه برسيد و خبر اهل مؤته بياورد . و از آن پيش كه سخن كند ، رسول خداى فرمود : اگر خواهى من با تو خبر ايشان بگويم و شرح آن كارزار و قصّهء اصحاب را بازگفت . يعلى عرض كرد : به آن خدائى كه تو را به راستى فرستاده از خبر ايشان حرفى فرو نگذاشتى . از پس آن چون غازيان مؤته باز مدينه شدند مردم به پذيره « 3 » بيرون شتافتند و زبان به شناعت و نكوهش بگشودند و همىگفتند : شما گريختگانيد و گروهى بر روى ايشان خاك مىافشاندند و سرزنش مىدادند تا بدانجا كه لشكر مؤته به در خانهء خويش مىشدند و سندان مىكوفتند « 4 » و مىگفتند : در بگشائيد تا درآئيم . اهل دار پاسخ مىدادند : كه چرا با ياران خود رزم نداديد تا كشته شويد ؟ در پايان كار غازيان مؤته در خانهء خويش ببستند و از بيم شناعت و زخم زبان ملامت‌گويان بيرون شدن نمىتوانستند . رسول خداى بر حال ايشان وقوف يافت . فرمود : حاشا كه ايشان فرّاران باشند بلكه كرّارانند . چند كرّت با دشمن رزم داده‌اند تا نصرت يافته‌اند واجب است كه از خانه بيرون شتابند . آنگاه از اين زحمت و ضجرت « 5 » برآمدند .

--> ( 1 ) . خلق به معنى شكل و اندام و صورت ظاهر بدن است و خلق به معنى خوى و صفت و سيرت باطن است . ( 2 ) . قساوت قلب : سنگدلى و بيرحمى ( 3 ) . پذيره : استقبال و پيشباز رفتن . ( 4 ) . سندان كوفتن : دق الباب كردن ( 5 ) . ضجرت : دلتنگى