لسان الملك سپهر

1237

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

صالحين سالمين غانمين و لشكر را تا ثنية الوداع « 1 » مشايعت كرد ، آنگاه بايستاد و مردم در گرد او انجمن شدند فقال اغزوا بسم اللّه فقاتلوا عدوّ اللّه و عدوّكم بالشّام و ستجدون فيها رجالا بالصّوامع معتزلين النّاس فلا تتعرّضوا لهم و ستجدون آخرين للشّيطان فى رءوسهم مفاحص فاقلعوها بالسّيوف لا تقتلنّ امراة و لا صغيرا ضرعا و لا كبيرا فانيا و لا تقطّعنّ نخلا و لا شجرا و لا تهدمنّ بناء لشكر را فرمان كرد كه تا مقتل حارث تاختن كنيد و كافران را به اسلام دعوت فرمائيد ، اگر پذيرفتار شدند نيكوكارى باشد و اگر نه به نام خداوند جنگ دراندازيد و دشمنان را از پاى درآوريد و آنان را كه در صومعه‌ها « 2 » عزلت گزيده‌اند زيان مكنيد و شمشير در زنان و كودكان و پيران مگذاريد و قطع اشجار و هدم بيوت روا نداريد . عبد اللّه بن رواحه عرض كرد : يا رسول اللّه مرا كارى فرماى . فرمود : به شهرى مىروى كه سجود كمتر باشد ، بسيار سجود مىكن . عرض كرد : زيادت خواهم . فرمود : خداى را بسيار ياد مىكن كه او معاون توست . در اين وقت عبد اللّه اين شعرها بگفت : لكننى أسأل الرّحمن مغفرة * و ضربة ذات قرع تقذف الزّبدا أو طعنة بيدى حرّان مجهزة * بحربة تنفذ الاحشاء و الكبدا حتّى يقولوا اذا مرّوا على جدتى * أرشده اللّه من غاز فقد رشدا « 3 » و عبد اللّه هنگام وداع مىگريست . گفتند : يا عبد اللّه اين گريه چيست ؟ گفت : سوگند با خداى كه براى حبّ دنيا و حبّ عشيرت نمىگريم ؛ بلكه شنيدم كه پيغمبر حديث دوزخ مىكرد و اين آيت مبارك را قرائت فرمود : وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا . « 4 » خلاصهء معنى آن است كه : هيچ‌كس نيست كه او را در جهنم عبور ندهند و اين حكم را خداوند فرض داشته ، از

--> ( 1 ) . ثنية : راه بين دو كوه ؛ و ثنية الوداع نزديك مكه است . ( 2 ) . صومعة : مكانى كه در كوه و بيابان براى عبادت و كناره‌گيرى از مردم اتخاذ مىشود . ( 3 ) . ليك من از خداى بخشنده آمرزش مىخواهم و توانائى براى فروكوفتنى خونفشان و گسترده كه پرده از روى پيكار بردارد و زنگار بزدايد ، يا فروكوفتنى با دو دست داغ كه جان از پيكر پيكارگر جدا سازد ، با زوبينى كه جگر و دل و روده را بشكافد و پاره پاره گرداند ، تا چون بر آرامگاه من گذرند ، گويند : خدا رهنمونت باداى رزمنده مردى كه راه دوست پيمودى . ( 4 ) . سورهء مريم ، آيه 71 - 72 .