لسان الملك سپهر

1232

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

فرستاده مردى را به تو سپارم كه جبرئيل به دو فرود شود ؟ اى عمرو مسكين بدان كه او پيغمبر بر حق است و چنان كه موسى بر فرعون غلبه جست بر دشمنان خود ظفر خواهد جست . هم اكنون سخن مرا بپذير و دين او گير . اين گفتار در عمرو بن عاص استوار افتاد و به دست نجاشى مسلمانى گرفت و از حبشه بيرون شده طريق مدينه پيش داشت . اسلام آوردن خالد بن وليد و عثمان بن طلحه اما خالد بن الوليد آنگاه كه رسول خداى براى گذاشتن عمره راه مكه گرفت و در منزل عسفان فرود شد و قريش به دفع آن حضرت بيرون تاختند چنان كه مذكور شد ، آن هنگام كه رسول خداى نماز خوف مىگزاشت ، خالد از هر سوى به تكتاز آمد « 1 » ، باشد كه پيغمبر را زيانى رساند و به هيچ وجه دست نيافت . دانست كه خداى ناصر اوست و او را بر قريش نصرت دهد . از اين روى بيمناك شد و خواست به حبشه سفر كند ، با خود انديشيد كه نجاشى شريعت پيغمبر دارد به نزد او شدن روا نباشد . در خاطر نهاد كه سفر روم كند و دين ترسايان گيرد . باز حبّ وطن دامن او بگرفت و در مكّه بماند تا از بهر عمرهء قضا پيغمبر آهنگ مكه فرمود و برادر خالد بن وليد ملتزم ركاب پيغمبر بود . در اين وقت خالد از مكه غيبت نمود ، وليد چندان‌كه برادر را جست نيافت ، پس مكتوبى به دو كرد كه رسول خداى ترا ياد فرمود و گفت : خالد مردى داننده است ، آن كس نيست كه حقيقت اسلام بر او مخفى ماند ، اگر مسلمانى گيرد و جلادت خودش را به اتفاق مسلمانان ظاهر سازد از بهر او نيكتر خواهد بود و ما او را بر غير او تقديم خواهيم نهاد . اى برادر چستى كن و اين دولت را درياب كه خيرى بزرگ از تو فوت شده . خالد چون اين مكتوب قرائت كرد دل بر مسلمانى نهاد و آهنگ مدينه كرد و

--> ( 1 ) . تكتاز ، كلمه مركب از تك و تاز و به معنى تاختن و دويدن است .