لسان الملك سپهر

1202

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

فرود آمده به كنار او در رفت . چون خواب را با شوهر خويش بگذاشت ، كنانه در خشم شد و گفت : همانا هوس دارى كه زن اين ملك شوى كه به زمين ما درآمده ؟ و دست برآورد و روى او را بزد ، چنان كه گونهء او را به نزديك چشم نيلى ساخت . اين قصه را نيز در شب زفاف به عرض رسانيد . و بعضى از فضايل او در قصّهء زوجات مطهّرات مرقوم مىشود . بالجمله چون رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله از كار سبايا و قسمت غنايم بپرداخت و بر جان جهودان ببخشود ، فرمان كرد كه از اراضى خيبر بيرون شوند . ايشان آغاز زارى و ضراعت « 1 » كردند و به عرض رسانيدند كه مسلمانان ناچارند كه گروهى از مردم را براى زراعت و فلاحت اين اراضى به مزدورى گيرند ، چه باشد كه ما باشيم . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله اين سخن بپذيرفت و فرمود كه : چندان‌كه شما را اجازت اين كار خواهيم داد ، به شرط است كه يك نيمه سود اين اراضى را به مزدورى بريد و نيم ديگر را به بيت المال سپاريد . و عبد اللّه بن رواحه را فرمان كرد كه هر سال سود باغ و زرع ايشان را به ميزان آورده ، يك نيمه را به بيت المال مىرساند . و اين هنگام آهنگ مراجعت فرمود . در اين جنگ پانزده ( 15 ) كس از مسلمين شهيد بود « 2 » و از جهودان نود و سه ( 93 ) تن عرضه هلاك و دمار گشت . مع القصه هنگام مراجعت از خيبر لشكريان به كنار رودى پهناور رسيدند و آب چندان بىپاياب « 3 » بود كه چهارپايان را مجال عبور محال مىنمود . رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله در كنار آن رود فرود شد و دست برداشت و گفت : اللّهمّ أعطنا اليوم آية من آيات انبيائك و رسلك و چوبى كه در دست داشت بر آب زد و فرمود : به نام خداوند از قفاى من درآئيد و بر راحلهء « 4 » خويش برنشست و بر روى آب براند و اصحاب از قفاى پيغمبر عبور دادند و چنان برفتند كه اخفاف « 5 » و حوافر « 6 » دواب « 7 » و رواحل « 8 » با آب

--> ( 1 ) . متن : زراعت . ضراعت : ناله و زارى ( 2 ) . براى اطلاع از اسامى شهداى خيبر ر . ك مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 533 ، واقدى نام شهدا را به اضافه قاتلان آنها يك جا نوشته است . ( 3 ) . پاياب : آبى كه پاى بر زمين آن برسد و از آنجا پياده توان گذشت بر خلاف غرقاب . ( 4 ) . راحله : ستور باركش ، چارپا ( 5 ) . اخفاف ، جمع خف : سم شتر ( 6 ) . حوافر ، جمع حافر : سم ستور . ( 7 ) . دواب : چارپايان ( 8 ) . رواحل ، جمع راحله .