لسان الملك سپهر
1196
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
تن از روم . بالجمله اين جماعت از حبشه به اتفاق جعفر بن ابى طالب و زوجهء او اسماء بنت عميس و شش ( 6 ) از اشعريين كه أبو موسى از آن جمله بود از راه برسيدند . چون چشم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر جعفر افتاد فرمود : ما أدرى بأيّهما أنا اسرّ بفتح خيبر أم بقدوم جعفر و از شادى بگريست و دوازده ( 12 ) گام او را استقبال كرد . و جعفر از براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هدايا « 1 » داشت از جامهها و غاليهها « 2 » و در ميان قطيفهاى زر تار « 3 » بود . رسول خدا آن را برگرفت و فرمود : به كسى دهم كه خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند ؛ و على عليه السّلام را طلب فرمود . عمار ياسر او را حاضر نمود و آن قطيفه به وى داد . در خبر است كه علىّ مرتضى عليه السّلام در مدينه هر زر كه در آن قطيفه بود باز كرد ، هزار ( 1000 ) مثقال به ميزان رفت و آن جمله را بر مساكين مدينه بخش كرد . روز ديگر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله با سلمان و مقداد و ابو ذر و عمّار و حذيفه ، على عليه السّلام را گفتند : دى هزار ( 1000 ) مثقال زر يافتى ، امروز ناهار در سراى تو خواهيم شكست و على را چيزى به دست نبود . بالجمله ايشان را به خانه آورد و خود به نزديك فاطمه عليه السّلام رفت تا فحص كند ، مگر چيزى از بهر مهمانان بيابد . در خانه كاسهاى از ثريد نگريست كه هنوز در ميان آن گوشت فراوان در غليان « 4 » بود ، برگرفت و به نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آورد جمله بخوردند و هيچ از آن كاسته نگشت . رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله از مجلس برخاست و به نزديك فاطمه عليه السّلام آمد و فرمود : اين طعام از كجا بدست كردى ؟ عرض كرد كه : از خداى آمد ، چه او هر كه را خواهد بىحساب روزى دهد . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نزديك اصحاب مراجعت كرد و همى گريان بود و مىفرمود : الحمد للّه الّذى لم يمتنى حتّى رأيت لابنتى ما رأى زكريّا لمريم كان اذا دخل عليها المحراب وجد عندها رزقا فيقول لها يا مريم أنّى لك هذا ؟ فتقول : هو من عند اللّه انّ اللّه « يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ » « 5 » . مىفرمايد : شكر مىكنم خداوند جلّ جلاله را كه از دختر
--> ( 1 ) . هدايا ، جمع هديه : بخشش و سوغات ( 2 ) . غاليه : بوى خوش ( 3 ) . زر تار : طلاباف ( 4 ) . غليان : جوشش ( 5 ) . بقره ، 212 .