لسان الملك سپهر

1195

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

[ تقسيم غنايم ] مع القصه چون غنائم فراهم گشت و اسيران انجمن شدند ، پيغمبر فرمود : هركه ايمان به خداى دارد ، بايد آب خود را به زراعت ديگر كس ندهد و با هيچ زن از سبايا وطى نكند ، تا عدهء او به نهايت نشود و هيچ شيء از غنيمت را نفروشد ، تا آنگاه كه غنائم بخش گردد . آنگاه زيد بن ثابت را فرمود تا لشكريان را انجمن ساخته عرض داد ، هزار و چهارصد ( 1400 ) مرد برآمد . پس غنائم را بيرون خمس بر ايشان قسمت كردند ، مردى را يك بهره و اسبى را دو بهره نصيبه افتاد و زنان مسلمان را كه براى مداواى مرضى « 1 » و مرهم جرحى « 2 » حاضر لشكرگاه داشتند ، چيزى عطا رفت . و به روايتى از غنايم سهم بردند . آنگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بنى هاشم و بنى عبد المطلب را از خمس بهره‌اى به كمال عطا فرمود . جبير بن مطعم و عثمان بن عفّان به حضرت رسول آمدند و عرض كردند كه : ما فضل برادران خويش كه بنى هاشم‌اند ، پوشيده نتوانيم داشت ، چه ايشان را قربت با تو افزون از ماست ، لكن قرابت ما و بنو عبد المطّلب نسبت با تو همانند است . چون است كه ايشان را سهم ذوى القربى دادى و ما را محروم گذاشتى ؟ فرمود : بنى هاشم و بنو عبد المطلب شيء واحدند ، بدين گونه . و انگشتان مبارك را تشبيك « 3 » داد و فرمود : ما و بنى عبد المطلب از هم جدا نگشته‌ايم ، نه در جاهليت و نه در اسلام . و از غنايم جز آنان را كه در جنگ خيبر حاضر بودند ، بهره نفرمود ، مگر مهاجرين حبشه را كه در روز فتح خيبر از راه دريا برسيدند و ايشان هفتاد ( 70 ) تن بودند از اهل صوامع « 4 » كه جامهء صوف در بر داشتند ، شصت و دو ( 62 ) تن از حبشه و هشت ( 8 ) تن از مردم شام بودند . و به روايتى هشتاد ( 80 ) تن بودند : چهل ( 40 ) كس از نجران از بنى الحارث و سى و دو ( 32 ) كس از مردم حبشه و هشت ( 8 ) تن از مردم شام . و هم گفته‌اند : چهل ( 40 ) مرد بودند : سى و دو ( 32 ) تن از حبشه و هشت ( 8 )

--> ( 1 ) . مرضى : بيماران ( 2 ) . جرحى : زخم يافتگان ( 3 ) . تشبيك : حلقه حلقه ساختن ( 4 ) . صوامع ، جمع صومعة : مكانى كه راهب يا عابد در كوه يا جاى بلندى براى عبادت و انفراد اختيار كند .