لسان الملك سپهر

1194

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

پيغمبر ، زبير بن العوّام را با چند كس بفرستاد تا در آن ويرانه كاوش كردند و آن چرم شتر را يافته به حضرت رسول حمل دادند . لاجرم امان از جهودان برخاست و خون آن جماعت مباح گشت . پس رسول خداى ، محمّد بن مسلمه را طلب فرمود و كنانه را به دو سپرد تا به ازاى « 1 » خون برادر خويش محمود سر برداشت . و از آن پس بر جان جهودان بخشايش آورد ، لكن زنان ايشان را برده گرفت و اموال آن قوم را به غنيمت مضبوط ساخت ؛ و فروة بن عمرو بياضى را فرمود تا آن غنايم را در حصار نطاة انباشته كند . و منادى رسول خداى ندا همى در داد كه : أدّوا الخياط و المخيط فانّ الغلول عار و شنار و نار يوم القيمة يعنى : مقدار ريسمانى و سوزنى از غنيمت پوشيده نداريد و به امير غنيمت برسانيد ، همانا خيانت در غنيمت ، موجب عار و عيب باشد و در قيامت آتش دوزخ غريم « 2 » گردد . بالجمله در ميان غنايم كتاب تورية فراوان مأخوذ گشت . جهودان به طلب آن كتب بيرون شدند . رسول خدا فرمان داد تا بديشان بازدهند . گويند : غلام سياهى كه كركره نام داشت و رحل سفر پيغمبر را نگاهبان و به روايتى هنگام مقاتلت عنان مركب آن حضرت را مىداشت در آن ايام وداع جهان گفت . پيغمبر فرمود : در آتش دوزخ جاى دارد . چون حمل او بگشودند ، گليمى پشمين بيافتند كه افزون از قسمت غنيمت خويش برگرفته بود . بالجمله در قلعهء قموص صد ( 100 ) جوشن و چهارصد ( 400 ) شمشير و هزار ( 1000 ) نيزه و پانصد ( 500 ) كمان و اشياء ديگر نيز فراوان بيافتند و حكم رفت تا از تمامت اموال ، جز امتعه « 3 » ، خمس برگرفتند . در اين وقت نيز يك تن از صحابه به جهان ديگر تحويل داد . چون به عرض پيغمبر رسانيدند ، پيغمبر فرمود : بر وى نماز مگزاريد ، چه در غنايم خيانت كرد و رنگ مباركش ديگرگون گشت . چون او را بجستند چند مهره از مهره‌هاى يهود ربوده بود كه افزون از دو درهم ارزش نداشت .

--> ( 1 ) . ازاء : برابر . در اينجا مراد از آن قصاص است . ( 2 ) . غريم : وامخواه ( 3 ) . امتعه : جمع متاع است و مراد از آن توشه و قوت است .