لسان الملك سپهر

1177

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

آيد . رسول خداى دست برداشت و عرض كرد : بار خدايا بزرگتر حصار را كه آذوقه فراوان اندوخته‌اند گشاده فرماى . آنگاه لشكر را بخواند و علم را به دست حباب بن المنذر داد و حكم رفت تا همگروه حمله برند . مسلمين به يك بار يورش بردند و نخستين جماعت اسلم خود را به كنار حصار صعب رسانيدند و بىتوانى « 1 » از بام و در به درون شدند و آن حصار را فروگرفتند . آذوقه و علوفه و اموال و اثقال فراوان بهره لشكر گشت و مشكهاى شراب بسيار به دست مسلمين مأخوذ شد و آن جمله را از شرابخانه برآورده به خاك همىريختند . از ميانه عبد اللّه خمّار كه شراب باره « 2 » بود ، مقدارى از آن خمر بنوشيد . مسلمين او را گرفته به حضرت رسول آوردند . پيغمبر با نعل خويش سر و مغز او را بسى كوفت و فرمان داد تا حاضران او را با نعلين بكوفتند . و چون چند كرّت به كيفر خوردن خمر از رسول خداى شكنجه يافته بود ، عمر خطّاب گفت : اللّهمّ العنه تا چند عبد اللّه از اين فعل زشت بازنايستد ؟ رسول خداى فرمود : اى عمر چنين مگوى ؛ زيرا كه او خدا و رسولش را دوست مىدارد . مع القصه بعد از فتح قلعه صعب لشكريان قلعه قموص را به محاصره گرفتند و آن قلعه نيكو استوار بود و بر زيادت رسول خداى را وجعى « 3 » شديد در شقيقه « 4 » مبارك راه كرد ، چندان‌كه نتوانست در ميدان مبارزت حاضر شد . هر روز يك تن از اصحاب علم بگرفت و به مبارزت شتافت و شبانگاه فتح ناكرده بازشد . يك روز ابو بكر رايت برداشت و به كنار قلعه تاخته رزم درانداخت ، و هزيمت شده بازآمد ؛ و روز ديگر عمر علم بگرفت و بىنيل مقصود بازشتافت و به روايتى عمر دو روز رزم بداد روزى پيش از ابو بكر و روزى از پس او و طريق هزيمت سپرد . ابن الحديد كه از بزرگان اهل سنّت و جماعت است اين شعرها بدين آورده : و ان انس لا أنس الّذين تقدّما * و فرّهما و الفرّ قد علما حوب و للرّاية العظمى و قد ذهبا بها * ملابس ذلّ فوقها و جلابيب يشلّهما « 5 » من آل موسى شمردل * طويل نجاد السّيف اجيد يعبوب

--> ( 1 ) . توانى : سستى ( 2 ) . باره : دوست و شراب باره به معنى شراب دوست است . ( 3 ) . وجع : درد ( 4 ) . شقيقه : استخوان اطراف پيشانى ( 5 ) . شلّ : به معنى راندن و طرد كردن است .