لسان الملك سپهر

1176

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

فرمود : گوشت درازگوش و هر حيوانى كه ذى ناب « 1 » و ذى مخلب « 2 » باشد و نكاح متعه حرام شد . همانا اين روايت از اهل سنّت و جماعت است . اگر چه در اين كتاب مبارك جاى اين گونه مسائل نيست ، لكن چون وقوع اين قصّه از احاديث خيبر است از تحرير آن ناگزير بوديم ؛ و اگر از تحقيق اين احكام مسامحت مىرفت ، بعيد نبود كه بعضى از عوام الناس بينونت « 3 » مذهب شيعى از اهل سنّت و جماعت بازنمىدانستند . بالجمله علماى اثناعشريه گويند : اين نهى خاص آن روز بوده و حكم به حرمت نفرموده و هر حديث كه موهم حرمت است محمول بر كراهت است . چنان كه شيخ ابو جعفر طوسى در كتاب « تهذيب الاحكام » به اسناد آورده از ابن مشكان قال سألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن لحوم الحمر فقال عليه السّلام نهى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عن أكلها يوم خيبر قال و سألته عن أكل الخيل قال : نهى رسول اللّه عنها ، فلا تأكلها ، الّا أن تضطرّ اليها . هم از آن حضرت آورده‌اند كه با سائل فرمود : لا تأكل الّا أن تصيبك ضرورة لحوم الخيل و لحوم الحمر الاهليّة و هم محمد بن يعقوب به اسناد خويش از ابو سعيد الخدرى آورده قال : امر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بلالا بأن ينادى أنّ رسول اللّه حرّم الجرىّ و النّصب و الحمر الاهليّة و هم محمد بن يعقوب به اسناد خويش آورده كه محمد بن مسلم و زراره در حضرت ابى جعفر عليه السّلام حاضر شدند انّهما سألاه عن أكل لحوم الحمر الاهليّة ؟ فقال : نهى رسول اللّه عن أكلها لانّها كانت حمولة للنّاس و انّما الحرام ما حرّم اللّه عزّ و جلّ فى القرآن مىفرمايد : اين نهى خاص آن روز بود ؛ چه حمر اهليه باركش لشكر بود ، اگر از آن مىخوردند بىباركش و پياده مىماندند . بالجمله از اين گونه خبر فراوان است كه موافق اين كتاب نيست و اخبار اباحت متعه چندان‌كه بيرون تاريخ‌نگارى نباشد ، در جاى خود مسطور خواهد شد . اكنون طريق داستان گيريم : در ايام محاصره نطاة از شدّت مجاعت « 4 » كار بر قبيلهء اسلم سخت شد . معتّب بن قشير اسلمى و ديگر مردم ، كس به نزديك پيغمبر فرستادند و از شدّت جوع بناليدند و خواستار شدند تا پيغمبر خداى را بخواند و فتحى روزى شود و روزى به دست

--> ( 1 ) . ناب : دندان تيز و بران ( 2 ) . مخلب : چنگال ( 3 ) . بينونت : جدائى و فرق ( 4 ) . مجاعت : گرسنگى