لسان الملك سپهر

1175

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

بالجمله مرحب سبك‌خيز شد و آن تيغ كه در كف داشت بر عامر فرود آورد . عامر سپر پيش داد و تيغ مرحب بر سپر بنشست . اين هنگام عامر جلادتى آغازيد و شمشير آهيخته « 1 » بر مرحب افكند . مرحب خويشتن بدزديد ، تيغ نارسائى كرده به زانوى عامر فرود آمد و جراحتى صعب كرد ، چنان كه بدان زخم هنگام مراجعت از خيبر در عرض راه وداع زندگانى گفت ، و او را در ارض رجيع با محمّد بن مسلمه به يك حفره مدفون ساختند . از پس مرگ او يك روز رسول خداى سلمة بن الاكوع را كه برادر عامر بود محزون و ملول يافت . فرمود : تو را چه افتاده ؟ و به روايتى سلمه گريان به حضرت رسول آمد و عرض كرد : يا رسول اللّه ، اسيد بن حضير و جماعتى از اصحاب گويند : عمل عامر باطل شد ؛ زيرا كه با شمشير خويش مقتول گشت . فرمود : خطا كرده‌اند . همانا او را دو مزد است و ميان دو انگشت خود را جمع كرد و فرمود : انّه لجاهد و مجاهد و به روايتى فرمود : انّه ليعوم فى الجنّة عوم الدّعموص . گويند : هنگام محاصره آذوقه مسلمانان اندك شد و كار به صعوبت رفت . يك روز از حصار صعب بن معاذ بيست ( 20 ) گوسفند بيرون آوردند و در حوالى حصار علف چر مىدادند . پيغمبر فرمود : هيچ كس باشد كه از اين گوسفندان چيزى به دست كند تا امروز طعام ما شود ؟ ابو اليسر كعب بن عمرو انصارى پيش شد و عرض كرد : من اين كار كنم . پس دامن بر ميان زد و چون آهوى دشتى تك « 2 » برداشت . پيغمبر فرمود : اللّهمّ متّعنا به وقتى برسيد كه پيشروان گوسفندان به درون قلعه در رفتند ، از دنبال گلّه دو گوسفند بربود و به زير كش « 3 » مضبوط ساخته به حضرت آورد ، پس ذبح كردند و پختند . هيچ كس از لشكر نبود ، الّا آنكه از آن گوشت بخورد . و ابو اليسر به دعاى پيغمبر زندگانى دراز يافت و كارهاى دشوار به دست او آسان شد . از تلخيص المغازى نقل كرده‌اند كه در آن ايام از حصن صعب بيست ( 20 ) يا سى ( 30 ) درازگوش اهلى به دست لشكر افتاد و ايشان ذبح كرده در ديگدانها نهادند ، ناگاه رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله بر ايشان عبور فرمود : از ديگها پرسش گرفت و

--> - اى نقس اگر كشته هم نشوى خواهى مرد ، و پس از مرگ ابو نبيت مرا شكيبايى نيست . و ابو نبيت كنيهء برادرش محمود بود . ( مغازى ، 2 / 500 ) . ( 1 ) . آهيختن : به معنى بركشيدن است . ( 2 ) . تك : دويدن ( 3 ) . كش : بغل