لسان الملك سپهر

1295

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

و تاكنون اولاد شيبه راست . نگارندهء اين كتاب مبارك گويد : اگر چه من بنده بيشتر در ايراد روايات متشتته اعتبار و اختيار خود را نگار كنم تا زحمت اطناب ندهم ؛ لكن در ايراد احاديث گاهى از ذكر احاديث مختلفه ناگزيرم ، مطالعه كنندگان اين جنايت « 1 » را معفو خواهند داشت . بالجمله در اين قصّه صاحب « كشاف » و بعضى از مفسرين و مورخين ديگرگونه سخن كرده‌اند . گويند : چون رسول خداى به كعبه درآمد عثمان در ببست و بر بام خانه صعود داد و گفت : اگر محمّد را رسول خداى دانستم مفتاح به دو دادم ، على عليه السّلام بر وى درآمد و دست او را برتافت و كليد بستد و در بگشود تا پيغمبر به درون رفت و نماز بگزاشت ، و چون بيرون شد عباس در طلب سدانه « 2 » خانه برآمد اين آيت فرود شد . لا جرم رسول خداى كليد را با على عليه السّلام داد تا به نزد عثمان برد و عذر بخواست . عثمان عرض كرد : چه بود كه به لطف بازدادى . فرمود : خداى در شأن تو قرآن فرستاد و آن آيت را قرائت كرد ، پس عثمان به دست على مسلمانى گرفت ، آنگاه جبرئيل حكم آورد كه منصب سدانه ابدا در اولاد عثمان خواهد بود . و در « روضة الاحباب » مسطور است كه : عثمان پسرزادهء عبد الدّار است با پدر خود ابو طلحه در جنگ احد مقتول گشت و عثمان بن طلحة بن ابى طلحة بن عبد الدّار كه برادرزادهء عثمان بن ابى طلحة بن عبد الدار بود پيش از فتح مكه مسلمانى گرفت چنان كه از اين پيش مرقوم داشتيم و اللّه اعلم بالصواب . اكنون با سر سخن آئيم . آنگاه كه رسول خداى عضادتين « 3 » باب را به دست داشت فرمود : لا إله الّا اللّه وحده لا شريك له صدق وغده و نصر عبده و هزم الاحزاب وحده . مردم قريش بر صف شدند و ايشان را رعدت و شدت فروداشت چه ندانستند چه پيش آيد و با ايشان كار بر چگونه خواهد رفت ، اين هنگام پيغمبر مكيان را خطاب كرد و فرمود : ما ذا تقولون و ما ذا تظنّون ؟ در حق خويش چه مىسگاليد و چه گمان داريد ؟ از ميانه

--> ( 1 ) . جنايت : گناه كردن . ( 2 ) . سدن : خدمت كرد كعبه را يا بتخانه را و دربانى نمود . ( 3 ) . عضادتين : دو بازوى .