لسان الملك سپهر

1285

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

بن لؤىّ بن غالب شوهر امّ هانى خواهر على عليه السّلام بود ، بعد از ورود پيغمبر به حجون على را آگهى آوردند كه هبيره و حارث بن هشام و قيس بن السائب و چند تن ديگر از بنى مخزوم به خانهء امّ هانى پناه برده‌اند ، على عليه السّلام بىتوانى برخاست مقنّعا بالحديد به در خانهء خواهر آمد و ندا در داد كه : أخرجوا من آويتم و جعلوا يذرقون كما يذرق الحبارى . يعنى : بيرون كنيد آن را كه جار داده‌ايد بدانسان كه حبارى ذرق « 1 » خويش را . امّ هانى بيرون شد و على را كه محفوف به آهن بود نشناخت و گفت : يا عبد اللّه من امّ هانى دختر عمّ رسول خدا و خواهر علىّ مرتضايم . على فرمود : بيرون كن ايشان را . امّ هانى گفت : و اللّه شكايت تو به پيغمبر برم . على مغفر برگرفت : امّ هانى چون روى برادر را بديد بدويد و او را در بر كشيد . و به روايتى على دست بر سينهء ام هانى بزد تا از پى كافران بتازد ، امّ هانى از جاى نرفت : و قالت أ تدخل يا علىّ بيتى و تهتك حرمتى و تقتل بعلى و لا تستحيى منّى بعد ثمان سنين . يعنى : اى على بعد از هشت سال كه از مكه هجرت كرده‌اى اكنون به خانهء من در مىآئى وحشت مرا فرو مىگذارى و شوهر مرا مىكشى . و دست على را با شمشير سخت بداشت تا هبيره و ديگر پناهندگان فرار كردند . على گفت : اى خواهر ، رسول خدا خون ايشان را هدر ساخته من از قتل ايشان ناگزيرم . فقالت : فديتك حلفت لاشكو بك الى رسول اللّه . فقال لها اذهبنى فبرّى قسمك فانّه بأعلى الوادى . ام هانى گفت : من سوگند ياد كرده‌ام كه شكايت تو به حضرت رسول برم ، على فرمود : بشتاب و سوگند خويش را از گردن فروگذار . امّ هانى به نزديك پيغمبر آمد ، هنگامى كه آن حضرت در قبهء خويش به كار غسل مىپرداخت و فاطمه زهرا پرده‌اى كه ساتر پيغمبر بود افراشته داشت ، عرض كرد : يا رسول اللّه ، پسر مادرم يعنى على مىخواهد هبيره را و ديگر خويشان شوهر مرا كه من امان داده‌ام بكشد . و از قفاى او على برسيد . رسول بخنديد و فرمود : چه كردى با امّ هانى ؟ على عرض كرد : و الّذى بعثك بالحقّ لقد قبضت على يدى و فيها السّيف فما استطعت أن أخلّصها الّا بعد لاى و فاتنى الرّجلان فقال لو ولد أبو طالب النّاس كلّهم لكانوا شجعانا قد أجرنا من أجارت أمّ هانى و أمّنا من أمّنت فلا سبيل لك عليهما . على مىگويد : سوگند با خدائى كه تو

--> ( 1 ) . ذرق : سرگين مرغ و سرگين انداختن .