لسان الملك سپهر

620

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

آنگاه اقداح را در جعبه خويش انداخته بر هم مىزدند ، و دست برده يكى را بيرون مىآوردند و بدان كار مىكردند . و چون آن تير كه رقم نداشت برمىآمد عمل را مكرر مىساختند ، تا حكم امر يا نهى معلوم شود . بالجمله سراقه فال زد و حكم نهى برآمد و با اين همه بدان فال وقعى ننهاد « 1 » و برنشسته از دنبال پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بتاخت ، تا چنان نزديك شد كه قرائت آن حضرت را اصغا مىنمود و پيغمبر به دو التفات نمىفرمود ، و ابو بكر سخت اضطراب مىنمود . ناگاه هر دو دست اسب سراقه تا به زانو بر زمين اندر شد و او را از پشت زين درانداخت . سراقه برخاست و اسب را زجر كرد و ديگرباره برنشست و بدان حضرت چنان نزديك شد كه زياده بر بالاى يك نيزه فصل نماند . ابو بكر از دهشت بگريست و گفت : يا رسول اللّه هم‌اكنون مأخوذ شديم . پيغمبر به جانب سراقه نگريست و فرمود : اللّهمّ اكفنا بما شئت خدايا كفايت كن شرّ او را از ما بدانسان كه خواهى . در حال چهار قائمه « 2 » اسب او تا به زانو بر زمين فرو شد ، سراقه بترسيد و فرياد برآورد : يا محمّد دعا كن تا اسب من خلاص شود كه مرا با تو هيچ كار نيست و دل بر آن نهادم كه چون كسى از دنبال تو آيد منع كنم . آن حضرت فرمود : الّلهمّ ان كان صادقا فأطلق فرسه خدايا اگر سخن به صدق كند ، اسب او را رهائى بخش . پس اسب او از زمين برآمد و دانست كه كار آن حضرت بر مراد شود و بر اعدا غلبه كند . پيش دويد و تيرى از جعبه به در كرده نزد آن حضرت آورده عرض كرد : كه اين نشان از من بدار ، اينك گوسفندان و شتران من بر سر راه شما اندرند ، چون اين تير را بر اعيان من دهيد ، از هرچه بخواهيد مضايقه نكنند . پيغمبر فرمود : مرا با تو هيچ حاجت نيست ، جز اينكه امر مرا مخفى دارى و با سراقه فرمود : كيف بك اذا لبست سوارى كسرى ؟ « 3 » و آن هنگام كه عمر بر ملك كسرى غلبه كرد ، ياره « 4 » كسرى و كمر و تاج او را به سراقه عطا كرد . سراقه عرض كرد : مرا خط امانى فرماى ، تا هنگام حاجتم حرزى « 5 » باشد . پيغمبر فرمود : تا عامر بن فهيره بر پارهء اديمى يا استخوانى خطى نگاشته به دو سپرد و او در جعبهء خويش نهاده ، هنگام غلبه به اسلام به كار

--> ( 1 ) . وقعى ننهاد : اعتنائى نكرد ( 2 ) . چهار قائمه : چهار دست و پا ( 3 ) . چون باشى زمانى كه دستبندهاى زرّين كسرى را آذين خويش سازى ؟ ( 4 ) . ياره : دست‌بند ( 5 ) . حرز : نگهدارى