لسان الملك سپهر

608

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

مواخات بستم و اينك على عليه السّلام جان خويشتن بر محمّد برخى ساخته « 1 » و حيات او را بر خود اختيار فرموده ، هم‌اكنون بشتابيد و او را از كيد دشمن حراست « 2 » كنيد . پس ايشان فرود شده ، ميكائيل در جانب پاى و جبرئيل در بالين آن حضرت بنشست و همىگفت : بخّ بخّ من مثلك يا بن أبى طالب ! يباهى اللّه بك الملائكة يا على ! كيست مانند تو كه خداى با تو بر ملائكه مباهات كند ؟ و اين آيت بدين فرود شد : وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ « 3 » . در كمين نشستن كفار قريش بالجمله چون پيغمبر از مشركين قريش بگذشت ، شخصى بديشان عبور نمود و به روايتى شيطان بود و گفت : از براى چه ايدر « 4 » كمين داريد ؟ گفتند : از بهر محمّد نشسته‌ايم . گفت : او از شما بگذشت و خاك بر فرق شما ريخت . ايشان دست فرا سر خويش برده خاك‌آلود يافتند . در خبر است كه هر كه را آن حضرت خاك بر سر افشانده بود ، مانند ابو جهل و حكم بن ابى العاص و عقبة بن ابى معيط و نضر بن الحارث و اميّة بن خلف و ابن عيطله و طلحة بن عدىّ و عتبه و شيبه و ابىّ بن خلف و پسران حجّاج : نبيّه و منيّه و جمعى ديگر در روز بدر كشته شدند . مع القصه ايشان چون شنيدند كه پيغمبر گذشته است ، برخاسته و چشم بر روزن خانه نهادند و نگريستند ، در خوابگاه پيغمبر شخصى را متكى يافتند سوگند ياد كردند كه اينك محمّد است و خواستند به درون سراى شوند ، يك تن از ايشان گفت : بگذاريد تا بامداد كه محمد از بهر نماز بدر شود ، در روز روشن او را مقتول سازيم كه بنى هاشم بدانند كه جميع قبايل در خون او شريكند و خون را نتوانند جست .

--> ( 1 ) . برخى ساخته : فدا نموده . ( 2 ) . حراست : نگهبانى ( 3 ) . بقره ، 207 : بعضى از مردم در طلب خشنودى خدا جان خود را مىفروشند و خدا نسبت به بندگانش مهربان است . ( 4 ) . ايدر : اينجا