لسان الملك سپهر

605

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

همچنان بماند تا جان از جهان برهاند . پير نجدى گفت : اين راى از آن ناصواب‌تر و اين انديشه ناهموارتر ؛ زيرا كه امرى چنين بزرگ و كارى چنين شگفت پوشيده نماند ، بنى هاشم آگهى يابند ، و از طلب و تعب بازنايستند و با شما كار به مقابله و مقاتله كنند ، و اگر بر مراد و مرام نشوند ، در موسم حج از ديگر قبايل استمداد فرمايند و سرانجام او خلاص شود و كار شما به دراز كشد . ايشان نيز دم دربستند و عتبه و شيبه و هشام بن عمرو و ابو سفيان آغاز سخن كردند و گفتند : از همه نيكوتر آن است كه محمّد را بگيريم و بر شترى حرون « 1 » برنشانيم و هر دو پايش را به زير شتر بربنديم و آن شتر را با سرنيزه به كوه و دشت بدوانيم ، باشد كه او را بر خار و خاره زند و بدنش را به صد جاى پاره كند ، و اگر از اين سختى برهد و به سلامت بجهد ، به ميان هر قبيله درآيد و دعوى خود ظاهر نمايد ، مردمان در هلاك او همدست شوند و او را از پاى درآورند . پير نجدى باز به گفتار آمده گفت : اين نيز كردارى سست و بنيانى ناتندرست است ، شما خود ذلاقت « 2 » طلاقت « 3 » و حلاوت تلاوت « 4 » او را شنيده‌ايد و ديده‌ايد او شمع هر جمع و شاهد هر جماعت گردد . مردم شيفتهء شمايل و فريفتهء مخايل او شوند و با بيعت و متابعت او گردن نهند . چون كار محكم كند ، به آهنگ شما پويد و جنگ شما جويد . قريش گفتند : اين پيرمردى با تدبير است رأيى رزين « 5 » و انديشه‌اى متين دارد . و بر تكريم و توقير « 6 » او بيفزودند و محلش را بر صدر مجلس فرمودند .

--> ( 1 ) . حرون : به معنى چموش و سركش است . ( 2 ) . ذلق : تيززبان شدن ، ذلاقت : تيززبانى . ( 3 ) . طلاقت : رسا و هموار سخن گفتن ( 4 ) . تلاوت : شيرين خواندن . ( 5 ) . رزين : يعنى محكم و استوار ( 6 ) . تكريم و توقير : احترام و تعظيم